کردهای ایران(هر جا کرده اونجا ایرانه)

عقاب سرفراز زاگرس

                                 

ماموستا هه ژار

 

کرد گرد شادروان استاد عبدالرحمن شرفکندی فرزند زنده یاد ملا محمد بور در سال 1300 خورشیدی در خانواده متدین در شهر مهاباد پا به عرصه وجود گذاشت و در سنین دو- سه سالگی به سبب فوت مادرش تلخی و سختی روزگار را لمس و احساس کرد ودر آغوش پر مهر پدر بزرگوارش پرورش واز 5 سالگی در محضر پدر خواندن و نوشتن وآموزش قران را فرا گرفت و با توجه به استعداد خارق العاده ورهنمود وارشاد پدر مدتی در خدمت عارف ربانی شیخ شمس الدین برهانی (خانقاه شیخ برهان)و نزد بزرگ مردان به کسب علم ودانش پرداخت .

 

متاسفانه در ایام شورجوانی در 17 سالگی پدرش را نیز ازدست داد و سرپرستی خانواده را بعهده گرفت و از آن هنگام لقب "هه ژار" رابرای خود انتخاب کرد و با خدای خود و خون و شرف ملی خویش پیمان بست تا قلم واندیشه و توان خود را در راه خدمت به انسانیت و مبارزه با ظلم و ستم و جهل و بی سوادی بکار بست.

 

ماموستا هه ژار انسانی آزادیخواه ,فردی آرمان شناس و آرمانخواه و فنا در آرمان بود.وی شاعری توانمند ,محقق و مورخی برجسته,نویسنده ای توانا و مترجمی زبردست بود.او کوشنده خستگی ناپذیر و بسیار میهن پرست و ایران خواه و ملت گرا بود.

 

استاد عبدالرحمان شرفکندی زیست سرفراز و نشاط زندگی را برای همه انسان ها و هم میهنان آرزو داشت .مهر وطن در دل داشت و عاشق مردم بود و با درک و بینش وسعت نظر به سبب ناملایمات زمانه بسیار دوراز میهن در کشورهای عراق و سوریه, لبنان و مصر آواره ودرهجرت بود و با محنت و فقر ودرد و رنج زندگی کرد.ولی به لحاظ علم و دانش و معرفت بسیار ثروتمند وغنی بود.

 

زنده یاد عبدالرحمان شرفکندی از مبارزان دیرهنگام واز یاران همدل بارزانی بزرگ بود که شادروان بارزانی به سبب شجاعت و صداقت و مقاومت و رادمردی عنایت ویژه ای به نامبرده داشته و در شرایط حساس وخطیر چون کوه استوار همپیمان همرزم بارزانی با بارزانی رهبر فقید رساخیز آزادگی بخش کردستان آنسوی مرز بدون وقفه به مبارزات ملت گرایانه ادامه دادند و بهنگام قرادداد الجزایر در سال 1354 مثلث شوم هئیت های حاکمه وقت ایران و عراق و ترکیه متفقا از پشت خنجر زهر آگین به جنبش بارزانی زدند ,مردانه در کنار بارزانی و هم همیهنان خود بعنوان متحد وفادار و یار همدل و غم خوار بارزانی و چونان گذاشته به مبارزات خود ادامه دادند .

 

آن دوران سخت سپری شد در جریان حوادث کردستان در سال 1357 و به هنگام مذاکرات حسن نیت در دوران دولت موقت بازرگان در کنار طرح خواسته های اعلامی با صدور قطعنامه تحت عنوان ماده 8 با حمایت گروهای عمدتا چپ و به بهانه این که "قیاده موقت"(بارزانی ها) حاصل دسترنج کردها را به باد دادند!!خواستار خروج بارزانی ها و قیاده موقت از خاک ایران شدند .یعنی هم نژادان آواره ما و هم میهن خود را از وطن خود بیرون کردند .در آن ایام ماموستا هه ژار جسورانه و شرافت مندانه با تمام وجود به دفاع از آرمان بزرگ بارزانی بزرگ و قیاده موقت به پا خاست که دفاع به حق هه ژار فراموش نشدنی است.

 

دریغا ماموستا هه ژار در شب اول اسفند 1369 خورشیدی در شهر کرج زندگی دنیایی را بدرود گفت و در میان غم و اندوه فراوان مردم و با حضور و شرکت هزاران کرد و دیگر اقوام ایرانی در مام میهن در زادگاهش شهر مهاباد در کنار شاعر شیرین سخن کرد زنده یاد سید محمد امین شیخ الاسلامی مکری به خاک سپرده شد.

 

روانش شاد ویادش گرامی باد

 

برگرفته از نشریه حاکمیت ملت ارگان رسمی حزب پان ایرانیست

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 17:5  توسط امید طاهری  | 

 

Iran Great Kurdistan Nature & Culture طبیعت زیبای کردستان بزرگ ایران

موسیقی و بازیهای زیبای محلی کردستان بزرگ ایران

منطقه رویایی هورامانات در کردستان را میتوان بهشت پنهان ایران زمین دانست .  منطقه ای با هویت کاملا ملی - لباسهای زیبای محلی - آداب و رسوم ایرانیان باستان - زبان اوستایی کهن ایران - موسیقی دلنشین و زیبای کردی - طبیعتی بکر و مملو از پوشش های طبیعی . شایسته است دولت و ملت ایران در حفظ و نگهداری از زبان و طبیعت و آداب و رسوم این منطقه با تمام جدیت کوشا باشند . به طور کلی منطقه کردستان را میتوان از نواحی اصیل ایرانی دانست که در حفظ فرهنگی غنی ایرانی تا کنون بسیار کوشا بوده اند . زبان کردی ریشه ای پهلوی از ایران باستان دارد و ترانه های باباطاهر عریان را میتوان نخستین سند زبان کوردی دانست . کردستان حقیقی ایران فراتر از کردستان کنونی است و شامل : شمال عراق  - جنوب غربی ترکیه -و شمال شرقی سوریه می باشد که توسط عثمانی ها به اشغال در آمد و امروزه در کشورهای دیگر واقع شده است . امروز ملت ایران با داشتن آگاهی از هویت کهن خود بایستی برای الحاق کردستانات ایران کوشش بسیار کنند . مردمان کورد ما در ترکیه دچار مشکلات اولیه حقوق انسانی هستند و ترکها آنها را به رسمیت نمی شناسند . در سوریه نیز وضعیتی وخیمتر از ترکیه حاکم است . در عراق گذشته ( دولت فاشیستی و ننگین صدام ملعون با یاری گروهک ضد ایرانی مجاهدین خلق ( منافقین ) ) نیز کردهای ایرانی ساکن حلبچه قتل عام شدند و کردهای دیگر شهرهای عراق نیز کشتار شدند . دولت جمهوری اسلامی نیز در نخستین سالهای حکومت اش با خیانتهای گروهک کومله و دموکرات مواجه شد و مجبور به جنگ داخلی در کنار جنگ خارجی با عراق شد . گروهکهای مذکور هیچ وابستگی و پایگاهی در میان مردمان کورد نداشتند و به همین روی شکست خوردند . به هر روی وضعیت فرهنگی - هنری و اجتماعی کردهای ایران از کردهای ساکن کشورهای همسایه بهتر است ولی بسیار جای پیشرفت و ترقی دارد . کردستان کنونی بسیار از آنچه شایسته تیره های کهن کرد است به دلیل درگیری های گروهکهای ضد ایرانی - منطقه کوهستانی و تجاوزات دشمن امروزه بسیار پایین تر است و دولت و حکومتهای ایران باید به طور جدی برای آبادانی و توریستی نمودن این منطقه اصیل و زیبا کوشش نمایند . ملت ایران پس از آبادانی روز افزون کردستان و کرمانشاهان باید برای الحاق دگر باره شهرهای اشغال شده در ترکیه و سوریه و عراق کوشش نمایند . این وظیفه هر ایرانی آگاه و میهن دوستی است .

 

Iran Great Kurdistan Nature طبیعت زیبای کردستان بزرگ ایران

 

منطقه شگفت انگیزهورامانات کردستان

واژه ي " اورامان" يا " هورامان" از دو بخش " هورا" به معني "اهورا" و " مان" به معني خانه، جايگاه و سرزمين تشكيل شده است. بنابراين اورامان به معني " سرزمين اهورايي" و "جايگاه اهورامزدا" است. " هور" در اوستا به معني خورشيد آمده و هورامان " جايگاه خورشيد" نيز معني مي دهد .   روستاهایی پلکانی  با ۳۵۹۶ خانوار ۱۸۹۶۹ نفرجمعيت تابع بخش سروآباد شهرستان مريوان مي باشدکه به شیب تند خانه هاو سختی کوههای بلند پر از  برف و دره های عمیق مشهورگشته است.اين دهستان از سمت غرب با كشورعراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهاي ژاورود و شهرستان سنندج همسايه است . كوه تخت با  ۲۷۷۰ متر در غرب اين دهستان واقع شده است. یک شاخه مهم رودخانه سيروان ازاين دهستان سرچشمه گرفته و پس از تلاقي اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان مي ريزد .مرکز دهستان  با ۴۴۹ خانوار ۲۱۴۸ نفر جمعيت در فاصله ۷۵ كيلومتري جنوب مريوان و اقع شده است.

اورامان كه مركز روستاي اورامانات در جنوب شرقي شهر مريوان است، در دره اي شرقي _ غربي و در شيب تندي رو به روي يال شمال كوه تخت واقع شده است. خانه هاي روستا كه به طور كلي از سنگ و به صورت خشكه چين ساخته شده، پلكاني كوهستاني را ايجاد كرده كه در زير هر پله مردماني تندرست و شاداب جاي گير شده اند و معني زندگي را با لذت درك مي كنند. هر روز كه از پنجره به آن سوي كوه مي نگرند، همسايگان كوه مجاورشان را مي بينند. و اين خانه ها به وسيله پلي باريك و ابتدايي به هم اتصال مي يابند. همين بافت معماري زيباست كه موجب نامگذاري اين روستا به پالنگان شده است. ظاهرا همه چيز دست در دست هم داده اند كه اورامان تخت را بهشتي پنهان در دل كوه و دشت بنا كنند. مسير الحاقي اين بهشت از سوي مريوان جاده اي به طول 75 كيلومتر است كه حدود 30 كيلومترش آسفالت و بقيه آن خاكي است. البته خاكي كه نمي توان گفت جاده اي پر از گل و گياه و سبزه كه شايد اگر در ارديبهشت گذرتان به آنجا بيفتد هرگز رقبت حركت در آدمي ايجاد نشود چرا كه چشم انداز رويايي جاده مريوان به راستي چشم نواز و زيباست و هيچ سخني ياراي توصيف اين سرزمين را نتواند بود. گل هاي وحشي زرد و سرخ و لاله هاي واژگون اطراف دشت ها و مناطق كوهستاني جاده مريوان هم ارزش دارويي دارند و هم باستاني. ولي شايد فقط خود اهالي منطقه علت ماندگاريشان را بتوانند بازگو كنند.
بنا به اعتقاد اين مردم، روستايشان زماني شهري بزرگ بوده و مركزيتي خاص داشته و به همين دليل از آن به عنوان
تخت يا مركز (حكومت) ناحيه اورامان ياد مي كردند.
وضعيت خاص روستا از نظر معماري، موقعيت چشمه هاي پر آب، هم چنين مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و به ويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن، نشانگر اهميت آن در زمان ساساني است.
مراسم معروف «پير شاليار» از زمان هاي بسيار دور در اين روستا برگزار مي شده. مراسمي كه با ريشه اي كهن جشن عروسي پير شاليار (شهريار) را يادآور مي شود،اين مراسم كه شامل سه مرحله است در اولين هفته دي ماه با ارسال گردوهايي براي مردم كه از باغ شاليار چيده شده آغاز مي گردد و با طي مراحل و آداب و سنن بسيار در كنار مزار پير شاليار با تقسيم نان خرد شده در داخل ماست بين مردم، پايان مي يابد. مردم اورامان بر اين عقيده اند كه اين رسم و رسوم بايد پا بر جا بماند و اورامانات تخت همچنان با طي همين مراحل تا به اينجا پايدار مانده و خواهد ماند
. ( سازمان میراث فرهنگی ایران )

هورامان تخت شامل روستاهای زیر است :

1 - کماله

2 - رودبر

3 - ویسیان

4 - مرکزی ( هورامان تخت )

5 - سرپیر

 

اورامان قبل از آن كه به سرسبزى و شگفت انگيزى معروف باشد به واسطه درآغوش گرفتن پير شاليار شهره عام و خاص است به طورى كه در نيمه بهمن ماه بسيارى از گردشگران اهل تسنن از داخل و خارج كشور به اين روستا سفر مى كنند تا در اجراى مراسم سنتى اين پير شركت كنند. مراسم درويشان اهل حق اورامان نيز از محبوبيت بالايى در نزد مردم برخوردار است. اورامان با اين كه آب و هوايى معتدل دارد اما بهترين زمان بازديد از آن در فصل بهار و تابستان است. گردو، سيب، انار، لبنيات و روغن محلى از محصولاتى هستند كه در اين فصل به وفور يافت مى شود. علاوه بر گيوه و جاجيم كه محصول مشترك اكثر روستاهاى كردستان است اورامان به توليد صنايع چوبى مانند قاشق، چنگال، شانه، سبد و پنجره هاى چوبى نيز مشهور است. در اين بين گردو، گيوه، نمد، جاجيم و صنايع چوبى توانسته اند به سوغات پرطرفدار مردم اين روستا تبديل شوند.
زبان مردم اورامان گونه اى زبان كردى است كه در بقيه منطقه كردستان به خوبى فهميده نمى شود. اين لهجه اورامى نام دارد كه در چند روستاى ديگر اورامانات نيز به آن گويش مى شود. موسيقى و رقص اين منطقه هم با بقيه منطقه كردستان فرق مى كند. رقص جايگاه فرهنگى خاصى در ميان مردم اين منطقه دارد.
سياچمانه، چيله، شمشال، و رقص هورامى جزو آواها و موسيقى هاى متداول منطقه است كه به هر بهانه كوچكى در كوچه ها و خانه هاى سنگى اين روستا ديده مى شود. قل قلان، بيلان، گورزبازى و هلك ملك نيز از ورزش هاى بومى و بازى هاى محلى مردم اورامان است كه در ايام نوروز، جشن هاى عروسى، اعياد مذهبى و چهارشنبه سورى جوانان، پيران و كودكان اين روستا را گردهم جمع مى كند
.

 

فرسا صادقى كارشناس ميراث فرهنگى اورامانات را يكى از پاك ترين و زيباترين شهر هاى نه تنها ايران بلكه جهان مى داند: «اگر كسى بتواند يك قطعه زباله در اماكن عمومى اين منطقه بيابد يك جايزه پيش من دارد. در اورامانات كه دور از شهر است، با سنگ ديوارى چيده اند كه زباله ها را در اين محل جمع آورى مى كنند.» اورامانات را هزار ماسوله نيز مى نامند. اين محل اصالت خود را حفظ كرده و در كنار طبيعت زيباى آن، مدنيت و شهرنشينى منطقه زيبايى خاصى به هزار ماسوله داده است. معنى واژه اورامان چيست؟ واژه اورامان يا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جايگاه و سرزمين تشكيل شده است. پس اورامان يعنى سرزمين اهورايى و جايگاه اهورا مزدا. «هور» معنى ديگرى هم دارد.

هور در اوستا به معنى خورشيد است. هورامان را مى توان جايگاه خورشيد
یا همان سرزمین اهورا معنى كرد. جنوب شرقى شهر مريوان روستايى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده اى به طول ۷۵ كيلومتر آن را به شهر مريوان متصل مى كند. اگر با يك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابيانه اى ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهيم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. اين روستا را هزار ماسوله مى نامند. زيرا معمارى آن همانند ماسوله است. حياط هر خانه بام خانه اى ديگر است، اما با وسعتى بيشتر.

معمارى اورامانات و سرسبزى اين منطقه كوهستانى روياى پله هايى به سمت بهشت را متصور مى كند. خانه هاى اين روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزيتى خاص داشته به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) ناحيه اى اورامان ياد مى كرده اند. به غير از وضعيت خاص روستا از نظر معمارى، موقعيت چشمه هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و به ويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهميت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آميزه اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى توان زيباترين رنگ هاى دنيا را در كنار هم ديد. لباس مردم اورامانات كردى است. پيش از ورود پارچه و كفش هاى خارجى و ساير منسوجات داخلى به استان كردستان، بيشتر پارچه ها و پاى افزار مورد نياز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى شده است.

ساخت پاى افزار «گيوه» يا «گلاش» يا «كالى» بر عهده اوراماناتى ها و مردم و آبادى هاى هجيع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته اند. جولايى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجيم، بره بوشمين، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت هاى اين منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى پوشند. انواع اين لباس ها با زيور آلات مختلف تزئين شده اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ريواس، خوژه، پنير، شير، عسل، گردو، انجير موادغذايى اين منطقه را تشكيل مى دهند. پلو، «دوغه وا» يا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخينه، دوختن يا آش گزنه، هتيمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون يك آبه، پرشين، شلغم ترش، و كلانه، از غذا هاى اورامانى است.

از توليدات هنر هاى سنتى مثل گليم، سجاده، نمد، سبد، گيوه به عنوان سوغات اين محل نام برد. اما دليل ديگرى به غير از درمان و سياحت در يك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. ميراث فرهنگى و كهن ايران زمين مى تواند دليلى براى كشش مسافران به شهر هاى مختلف باشد. هخامنشيان و شكوه شان زبانزد و مايه افتخار ايرانيان است

 

موسیقی هورامانات کردستان

موسیقی در معنای سازها آهنگ ها وسرودهایی است که مجموعا زبان حال و مترجم احساسات و عواطف مردم است که از گذشته ی بسیار دور از نسلی به نسل بعد منتقل شده و به عنوان جزیی از فرهنگ قومی با روح و جان مردم در آمیخته و به حیات خود ادامه می دهد.

در زمان حاضر اصیل ترین الحان و آهنگ های ایرانی را می توان در اشعار معروف به گورانی شعرای کرد زبان یافت این آوازها یا گورانی ها هم جنبه ی مذهبی دارند هم غیر مذهبی.آوازهایی که غیر مذهبی می باشند بیشتر بر پایه ی موضوعات عشقی و غنایی و قهرمانی ترکیب یافته اند.

موسیقی با جان و دل اکثر کردها عجین شده است چرا که موسیقی هم پیام آور شادی و هم پیام آور غم می باشد. ودر این میان منطقه ی اورامانات و اورامی زبان از جایگاه ویژه ای برخوردارند زیرا که اورامان خود به معنی خوانندگی و گویندگی است. اورامن نوعی از خوانندگی و گویندگی می باشد خاصه پارسیان است و شعر آن به زبان پهلوی می باشد.

از ویژگی های موسیقی اورامان این است که همچون جلوه های فرهنگ و هنر مردم اورامان از تاثیر موسیقی و فرهنگ های دیگر بر کنار مانده است و همچنان اصالت ایرانی خود را حفظ کرده است و این موسیقی همانند دیگر موسیقی های فولکوریک دارای جمله های ساده و با وسعت صوتی محدود به دنگ و فرمی ترجیع بندی است که در اصطلاح موسیقی استر وفیک نامیده می شود. بیشتر ترانه های اورامی را به صورت تبادل دو گروه می خوانند یا تبادل خواننده و گروه همراه با کف زدن خوانده می شود.

دو نوع موسیقی اورامی چه پلی و گوشی است. چه پلی آهنگ هایی را شامل می شود که ریتمی مشخص و منظم دارند و همراه کف زدن اجرا می شوند . گوشی ملودی های آواز مانندی را در بر می گیرد که ریتم منظم ندارند و اغلب به صورت آزاد اجرا می شوند و خوانندگان به هنگام اجرای این موسیقی یک یا هر دو دست خود را روی گوش می گذارند تا تمرکز بیشتری یابند از این جمله سیاه چمانه مناجات و حالیات را می-توان نام برد.

از سیاه چمانه که گفته می شود به سیاه جامگان دوره زرتشت مربوط است نزدیک به چهل و شش نوع آن در پرده های گوناگون به جا مانده است. می گویند در روزگار خسرو پرویز برای شکار گراز راهی اورامان شد و تحت تاثیر مناظر زیبای آنجا به موسیقیدان خود باربد دستور داد که آهنگی در وصف اورامان بسازد گویا آهنگ اورامان باربد همان سیاه چمانه امروزی است که در طول زمان تغییر نام داده است. در بهار که همه جا سبز و خرم است شاید در دل مناظر زیبای طبیعی کوهستان های اورامان چیزی بهتر از سیاه چمانه ای نباشد که با صدایی دل انگیز و روح افزا در وصف طبیعت خوانده شده است.

از چه پلی بیشتر در شادی ها و عروسی ها استفاده می شود ولی گوشی زمان خاصی ندارد به همین جهت هر وقت فرد اورامانی احساس تنهایی نماید یا خود به خروش می آید و می خواند یا به صدای دیگری گوش فرا می دهد و با آن وقت خود را سپری می نماید.

استفاده از وسایل نوازندگی موسیقی در اورامان کمتر شایع است . خود آواز موسیقی خاص خود را همراه دارد . جز در موارد نادری که از دف ودایره و نی وشمشال استفاده می شود.نیکیتین درباره ی آواز کرد می-گوید : سیاحان و محققان دانشمند گرایش یافته اند به اینکه عالی بودن آوازهای کردی را به فضایل فردی و قهرمانی این ملت نسبت بدهند. آوازهای کردی چه به صورت د سته جمعی خوانده شود و چه به وسیله ی آوازه خوانهای شاعر مسلک چه درباره موضوع های قهرمانی باشد وچه غنایی بهترین وسیله سرگرمی و وقت گذرانی در محافل و مجالس کردان است .

 

 بازیهای محلی

کلاوریزان : فردی کلاهی را پر از سنگریزه می نمود وآن را وارونه روی یک سطح قرار می داد سپس می بایست کلاه را طوری از زمین بردارد که سنگریزه ای برجای نماند اما اگر موفق نمی شد می بایست سنگریزه های باقیمانده در روی زمین را تک تک طوری بردارد که بقیه سنگریزه ها موجود در سطح تکان نخورند در غیر این صورت بازنده اعلام می گردید . هر کس در این بازی موفق می شد که یا کلاه را پر از سنگریزه برگرداند یا اینکه سنگریزه ها را تک تک بردارد به طوری که بقیه ی آنها تکان نخورد برنده اعلام می شد در این بازی دقت زیادی لازم بود و کسی که نمی توانست اعصاب آرامی داشته باشد موفق نمی گردید.

 

هیله مارانی : ( تخم مرغ شکستن ) این بازی که به صورت برد و باخت انجام می گرفت به این صورت بود که در هر مرحله دو نفر با هم روبرو می شدند هر کدام از طرفین تخم مرغی را محکم در دستش نگه می داشت به طوری که یک سر تخم مرغ به طرف بالا باشد و دیده شود سپس فرد دیگری تخم مرغ خود را از طرف سر آن به تخم مرغ طرف مقابل می زد اگر تخم مرغ یکی از آنهاترک بر می داشت این بار دو سر دیگر تخم مرغ را به هم می زدند اگر این بار نیز همان تخم مرغ ترک بر می داشت صاحب این تخم مرغ بازنده محسوب می شد و می بایست تخم مرغ خود را به طرف مقابل بدهد و اگر هر دو ترک برمی داشتند آن طرفی بازنده محسوب می شد که تخم مرغش بیشتر شکسته باشد . به این طریق یک فرد ممکن بود در روز چند تخم مرغ را صاحب شود .

 

درباره ی بازی بعضی از پژوهندگان گفته اند که نزد انسان چون حیوان مبنای غریزی دارد . مک دوگال بازی آدمی را ناشی از غریزه ی تعدی او می داند و صفت رقابت جنگجویی را که با اکثر بازیها قرین است شاهد مثال می آورد . راس معتقد است اشتیاق مردم امروزی به بازی از عطش غریزی حاکی است چه در دنیای یکنواخت و زندگی شاق و ملال انگیز کنونی بازی فرد را از امور عادی حیات منصرف می کند و به اموری تازه که مطبوع طبع است معطوف می دارد . استانلی هال بازی رایاد آور تجارب نخستین و کهنترین نژادهای انسانی می پندارد . برخی دیگر بازی را گسترش فعالیتهای آدمی که ذاتا لذت بخش باشد محسوب می دارند و بر آنند که غایت بازی را در خود آن باید جست چه اینگونه فعالیتها به نفسه رغبت آور و خوشایند است . کارل گروس معتقد است بازی فرد را آماده ی ایفای نقش های آینده می کند و احترام به مقررات و انضباط را به او می آموزد و به همدستی و همکاری با همگنان خو می دهد و ولی در حقیقت هدف اصلی رهایی از انقباض درونی و فشارهای زندگی و به خوش گرایی و خویشتن نوازی است .

بازی نیروهای اضافی را که سر بار تن و جان است به مصرف کارهای دلپذیر می رساند و ذهن را از مشغله های گران روزانه پاکیزه می نماید و از این راه به تجدید قوا یاری می کند . چون در بازی بیش از یک نفر دخالت دارد آن را مانند بسیاری از مظاهر فرهنگی مایه ی همبستگی افراد دانسته و گفته اند بازی آدمی را با گروه و جامعه پیوند می دهد .

اما نظریه ای که امروزه بیشتر مورد توجه است این است که بازی نوعی کار آموزی و آماده سازی هدفدار است که به وسیله ی تکرار و تمرین صورت می گیرد . بازی در نزد انسانها اشکال مختلف دارد و بدون شک نقش جامعه در این تنوع بی تاثیر نبوده است . بازی یا به صورت انفرادی صورت می گیرد یا به صورت دسته جمعی .

در بازیهای دسته جمعی می توان هدفداری را بهتر مشاهده نمود زیرا از اهداف بازیهای اجتماعی این است که خود خواهی و خود کامگی شخص را تعدیل می کند تا تمایلات فردی او تبدیل به تمایلات جمعی شود . همچنین این نوع بازیها فرد را برای زندگی اجتماعی و مقابله با مشکلات و پیشامدهای غیر منتظره آماده می کند.

در بخشهای بعدی سعی خواهیم کرد چند مورد از بازیهایی که در گذشته درهورامان انجام می شده ولی اکنون نسبت به گذشته کمرنگ تر شده شرح دهیم .

 

Iran Great Kurdistan Nature طبیعت و کوهستانهای زیبای کردستان بزرگ ایران

 

خلورتانی : ازمخروط های چوبی استفاده می کردند و دور آن را نخ محکمی می پیچاندند و به نوک آنها یک میخ فلزی ته گرد که بیشتر در نعل اسب و قاطر استفاده می گردد می زدند سپس با کشیدن نخ مخروط شروع به دوران روی زمین می نمود و با چنان سرعتی می چرخید که صدایی نیز ایجاد می کرد . برای به حرکت درآوردن آن می بایست سر بالایی نخ را به صورت حلقه ای در آورند و انگشت اشاره را در آن قرار دهند سپس مخروط ها را که در دست بود محکم به طرف زمین پرتاب می کردند و نخ را می کشیدند بعضی اوقات مخروط خود رابه مخروط افراد دیگری که در حال چرخش بود می زدند و به این ( خلورته مارانی ) یا مخروط شکستن می گفتند اگر مخروط شخصی بدون ترک برداشتن موفق می شد مخروط دیگران را بشکند یا ترک اندازد مخروط او بهترین مخروط محسوب می گردید .

 

هه ملوقوانی یا گوره کانی : هه ملوقوانی از بازیهایی است که دختران انجام می دادند به این صورت که پنج قطعه سنگ به اندازه ی بزرگتر از یک حبه قند انتخاب می کردند و هر کدام از بازیکنان به نوبت با آنها به بازی می پرداختند . برای این کار ابتدا با یک دست سنگ ها را روی زمین ولو می کرد و سپس یکی از آنها را بر می داشت و ضمن اینکه آن را هوا می کرد سنگی را از روی زمین برمی گرفت و می بایست قبل از اینکه سنگ هوا شده به زمین برسد او سنگ خود را برداشته باشد و با همان دست سنگ هوا شده را نیز بگیرد . این بازی چندین مرحله مختلف داشت ابتدا سنگ ها را تک تک بر می داشتند سپس دو تا دو تا سپس یک تکی و یک سه تایی و به همین ترتیب تا پایان تمام مراحل . اگر در حین بازی سنگ هوا شده به زمین می خورد بازیکن دیگر بازی را شروع می نمود و به همین ترتیب بازی دور می زد و هر بار بازیکن بازی را از مرحله ای آغاز می کرد که قبلا نتوانسته بود تا اینکه یکی از آنها زودتر به پایان مراحل برسد و برنده محسوب شود. از دیگر بازی های دخترانه می توان به بازی آلنجی کولنجی یا آسمان رنگه و چوزی و خط خط اشاره نمود.

منبع

 http://www.ariarman.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:21  توسط امید طاهری  | 

رقص زیبای محلی کردستان

رقصهای‌ محلی‌ با موسیقی‌ كوردی‌ پیوندی‌ ابدی‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشایر در مراسم‌ شادی‌ به‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ یكدیگر را گرفته‌ به‌ پایكوبی‌ می‌پردازند، در اصطلاح‌ محلی این‌ حالت‌ را گنم‌ و جو (یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند (در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ می‌گویند)

• در این‌ رقصها معمولاً یك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالی‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد. این‌ فرد كه‌ سر چوپی‌ كش‌ نامیده‌ می‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید

زنان ایرانی کردستان در حال رقص کردی Iran kurdish Dance

تقسیم‌بندی‌ رقصهای‌ كوردی‌

رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ را به‌ دو دسته‌ می‌توان‌ تقسیم‌ نمود:

 ۱- رقصهای‌ مذهبی‌

۲- رقصهادی‌ محلی‌ كردی‌ (عشیره‌ای‌)

 الف‌ - رقصهای‌ مذهبی‌:

منظور از این‌ رقصها، حركات‌ پر شور در اوایش‌ می‌باشد كه‌ به‌ سماع‌ معروف‌ بوده‌ و در تكایا اجرا می‌شود در این‌ نوع‌ رقص‌ دراویش‌ در عالم‌ بیخودی‌ حركات‌ سر و گردن‌ خود را موسیقی‌ ریتمیك‌ هماهنگ‌ كرده‌ اصطلاحاً در وجد به‌ سماع‌ می‌پردازند. که در قسمتهای بالا توضیح داده شد .

رقص مختلط زنان و مردان کورد

ب‌ - رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ عشیره‌ای‌:

 رقصهای‌ محلی‌ كوردی‌ را می‌توان‌ از ریشه‌ دارترین‌ و كهن‌ترین‌ رقصها دانست‌. هل‌ پرین‌ (حمله‌ كردن‌) یا رقص‌ كوردی‌ در گذشته‌ صرفاً با هدف‌ آماده‌ سازی‌ و تقویت‌ نیروی‌ جسمانی‌ و روحی‌ مردم‌ مناطق‌ كوردنشین‌ انجام‌ می‌شد چرا كه‌ مردمان‌ این‌ مناطق‌ در گذشته‌های‌ نه‌ چندان‌ دور همواره‌ شاهد جنگهای‌ قبیله‌ای‌ بودند و همین‌ امر حفظ‌ و آمادگی‌ همیشگی‌ را طلب‌ می‌كرد لذا مردمان‌ این‌ مناطق‌ در وقفه‌های‌ بین‌ جنگها و به‌ مناسبتهای‌ مختلف‌ دست‌ در دست‌ یكدیگر آمادگی‌ رزمی‌و شور و همبستگی‌ پولادین‌ خویش‌ را به‌ رخ‌ دشمنان‌ می‌كشیدند.

رقص‌ كوردی‌ را یك‌ رقص‌ رزمی‌می‌دانند كه‌ دارای‌ صلابت‌ و متانتی‌ خاص‌ بوده‌ و یاد آور یكپارچگی‌ این‌ مردمان‌ غیور در تمامی‌ ادوار می‌باشد.

امروزه‌ مجموع‌ این‌ رقصها را چوبی‌ می‌گویند كه‌ معمولاً به‌ صورت‌ دسته‌ جمعی‌ اجرا می‌شوند.

رقصهای‌ محلی‌ با موسیقی‌ كوردی‌ پیوندی‌ ابدی‌ داشته‌ و معمولاً زنان‌ و مردان‌ عشایر در مراسم‌ شادی‌ به‌ دور از ابتذال‌ دایره‌ وار دست‌ یكدیگر را گرفته‌ به‌ پایكوبی‌ می‌پردازند، در اصطلاح‌ محلی‌ این‌ حالت‌ را گنم‌ و جو(یعنی‌ گندم‌ و جو) می‌نامند( در منطقه‌ مهاباد به‌ آن‌ رَشبَلك‌ می‌گویند.)

در این‌ رقصها معمولاً یك‌ نفر كه‌ حركات‌ رقص‌ را بهتر از دیگران‌ می‌شناسد نقش‌ رهبری‌ گروه‌ رقصندگان‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ و در ابتدای‌ صف‌ رقصندگان‌ می‌ایستد و با تكان‌ دادن‌ دستمالی‌ كه‌ در دست‌ راست‌ دارد ریتمها را به‌ گروه‌ منتقل‌ كرده‌ و در ایجاد ایجاد هماهنگی‌ لازم‌ آنان‌ را یاری‌ می‌دهد. این‌ فرد كه‌ سر چوپی‌ كش‌ نامیده‌ می‌شود با تكان‌ دادن‌ ماهرانه‌ دستمال‌ و ایجاد صدا بر هیجان‌ رقصندگان‌ می‌افزاید.

در این‌ هنگام‌ دیگر افراد بدون‌ دستمال‌ به‌ ردیف‌ در كنار سر چوپی‌ كش‌ به‌ گونه‌ای‌ قرار می‌گیرند كه‌ هر یكی‌ با دست‌ چپ‌ دست‌ راست‌ نفر بعد را می‌گیرد اصطلاحاً این‌ حالت‌ را گاوانی‌ نامیده‌ می‌شود.

در رقصهای‌ كوردی‌ تمامی‌ رقصندگان‌ به‌ سر گروه‌ چشم‌ دوخته‌ و با ایجاد هماهنگی‌ خاصی‌ وحدت‌ و یكپارچگی‌ یك‌ قوم‌ ریشه‌ دار را به‌ تصویر می‌كشند برخی‌ رقصهای‌ كوردی‌ دارای‌ ملودیهای‌ خاصی‌ بوده‌ و توسط‌ گروهی‌ از زنان‌ ومردان‌ اجرا می‌شوند و در برخی‌ از رقصها یكی‌ از رقصندگان‌ از دیگران‌ اجرا شده‌ و در وسط‌ جمع‌ به‌ تنهایی‌ به‌ هنرنمایی‌ می‌پردازند و در این‌ حالت‌ معمولاً رقصنده‌ دو دستمال‌ رنگی‌ در دستها نگه‌ داشته‌ و با آنها بازی‌ می‌كند كه‌ اصطلاحاً به‌ این‌ نوع‌ رقص‌ دو دستماله‌ می‌گویند و بیشتر در كرمانشاه‌ مرسوم‌ است‌.

نمایشها و رقصهای‌ كوردی‌ را می‌توان‌ به‌ چند قسمت‌ اصلی‌ ذیل‌ تقسیم‌ كرد:

۱- گه‌ ریان‌ ۲- پشت‌ پا ۳- هه‌ لگرتن‌ ۴- فه‌ تاح‌ پاشا۵- لب‌ لان‌۶- چه‌ پی‌ ۷- زه‌ زنگی‌ ۸- شه‌ لایی‌ ۹- سی‌ جار ۱۰- خان‌ امیری‌

رقص دسته جمعی کوردی

گه‌ریان‌ :

گه‌ریان‌ در زبان‌ كوردی‌ به‌ معنی‌ گشت‌ و گذار و راه‌ رفتن‌ بوده‌ و حركات‌ مختص‌ این‌ رقص‌ نیز معنای‌ گشت‌ و گذار در ذهن‌ تداعی‌ می‌كنند.

گه‌ ریان‌ دارای‌ دو مقام‌ بوده‌ كه‌ یكی‌ متعلق‌ به‌ مناطق‌ روستایی‌ و دیگری‌ مناطق‌ شهری‌ می‌باشد این‌ رقص‌ نرم‌ و آهسته‌ و با لطافتی‌ خاص‌ شروع‌ شده‌ و به‌ تدریج‌ تندتر می‌شود. ملودی‌ مربوط‌ به‌ این‌ رقص‌ با تنوع‌ در ریتم‌ و نوساناتی‌ در اجرا تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد.

در این‌ رقص‌ در واقع‌ تاثیر گشت‌ و گذار در زندگی‌ كوردها به‌ نمایش‌ گذاشته‌ می‌شود و تنوع‌ ریتم‌ در این‌ رقص‌ گویای‌ تجربیاتی‌ است‌ كه‌ در گشت‌ و گذار به‌ دست‌ می‌آیند و می‌توان‌ گفت‌ این‌ رقص‌ زیبا تبلیغی‌ است‌ برای‌ خوب‌ نگریستن‌ در اشیاء و طبیعت‌

این‌ رقص‌ زندگی‌ با فراز و نشیب‌ و زیر و بم‌ هایش‌ به‌ تصویر كشده‌ شده‌ و بر ضرورت‌ بینایی‌ و كسب‌ تجربه‌ برای‌ رویارویی‌ با رودخانه‌ پر تلاطم‌ زندگی‌ تاكید می‌شود. این‌ رقص‌، رقصندگان‌ را برای‌ رقصهای‌ پر تحرك‌ تر بعدی‌ آماده‌ می‌كند.

تقریباً در كل‌ مناطق‌ كوردنشین‌ ملودی‌ این‌ رقص‌ به‌ شكلی‌ یكسان‌ نواخته‌ می‌شود و در این‌ رقص‌ نخستین‌ حركت‌ با پای‌ چپ‌ آغاز شد و حركت‌ پای‌ دیگر همواره‌ با سر ضربهای‌ دهل‌ كه‌ معمولاً باریتم‌ دو تایی‌ اجرا می‌شوند عوض‌ می‌شود.

 

پشت‌ پا:

پشت‌ پا رقصی‌ است‌ كه‌ كمی‌ تندتر از گه‌ ریان‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كوردنشین‌ مخصوص‌ مردها می‌باشد رقص‌ پشت‌ پا همانطور كه‌ از نامش‌ پیداست‌ انسان‌ را به‌ هوشیاری‌ و به‌ كارگیری‌ تجارب‌ می‌خواند تا مبادا شخص‌ در زندگی‌ از كسی‌ پشت‌ پا بخورد.

 

 هه‌لگرتن‌ :

هه‌ لگرتن‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ بلند كردن‌ چیزی‌ می‌باشد. این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ و شاد اجرا می‌شود كه‌ با شور و جنب‌ و جوش‌ بسیار به‌ سوی‌ هدف‌ روانه‌ است‌. ریتم‌ تند ملودی‌ مخصوص‌ این‌ رقص‌ هر گونه‌ كسالت‌ و خمودی‌ را نفی‌ كرده‌ و بر اهمیت‌ نشاط‌ و هدفمندی‌ در زندگی‌ تاكید دارد.

رقص گروهی مردان کرد ایران

فتاح‌ پاشایی‌ :

فتاح‌ از نظر لغوی‌ به‌ معنی‌ جنبش‌ و پایكوبی‌ است‌.

ملودی‌ این‌ رقص‌ در سر تاسر كوردستان‌ به‌ شكلی‌ یكنواخت‌ و با ریتمی‌ تند اجرا می‌شود و لذا این‌ رقص‌ بسیار پر جنب‌ و جوش‌ می‌باشد بیشتر مردم‌ كردستان‌ از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند. این‌ رقص‌ نشانگر انسانی‌ است‌ كه‌ به‌ شكرانه‌ كسب‌ موفقیت‌ها و استفاده‌ از نعمتهای‌ خداوندی‌ خوشحالی‌ خود را به‌ نمایش‌ گذاشته‌ است‌.

 

لب‌ لان‌ :

این‌ رقص‌ با ریتمی‌ نرم‌ و آهسته‌ پس‌ از فتاح‌ پاشا اجرا می‌شود و می‌توان‌ در آن‌ لزوم‌ تنوع‌ در زندگی‌ را مشاهده‌ كرد. پس‌ از اجرای‌ پر جنب‌ و جوش‌ رقصها گه‌ ریان‌، پشت‌ پا، هه‌ لگرتن‌ و فتاح‌ پاشا به‌ ضرورت‌، رقصندگان‌ لب‌ لان‌ می‌رقصند تا كمی‌ استراحت‌ كرده‌ و تجدید قوا كنند رقص‌ لب‌ لان‌ در واقع‌ انسان‌ را از غلبه‌ احساسات‌ زودگذر نهی‌ كرده‌، وی‌ را پس‌ از طی‌ مرحله‌ ضروری‌ شور و مستی‌ به‌ قلمرو تفكر دور اندیشی‌ و باز نگری‌ رهنمون‌ می‌سازد در این‌ رقص‌، شركت‌ كنندگان‌ آرامش‌ خاصی‌ را احساس‌ می‌كنند.

رقص گروهی زنان ایرانی کوردستان - iranian kurdish dance

چه‌پی‌ :

چه‌پی‌ همانطور كه‌ اسمش‌ پیداست‌ به‌ معنای‌ چپ‌ می‌باشد ملودی‌ این‌ آهنگ‌ با وزن‌ دو تایی‌ اجرا شده‌ و در بیشتر مناطق‌ كوردنشین‌ از جمله‌ كرمانشاه‌، كوردستان‌، سنجابی‌، بسیار از آن‌ استقبال‌ می‌شود.

فلسفه‌ این‌ رقص‌ قوت‌ بخشیدن‌ به‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ می‌باشد چرا كه‌ معمولاً قسمت‌ چپ‌ بدن‌ در انجام‌ امور روزمره‌ نقش‌ كمتری‌ داشته‌ و به‌ مرور زمان‌ تنبل‌ می‌شود و برای‌ استفاده‌ متعادل‌ از تمامیت‌ جسمانی‌ همواره‌ باید بكارگیری‌ اعضاء سمت‌ چپ‌ بدن‌ آنها را تقویت‌ كرد.

 

به‌ همین‌ منظور در رقص‌ چه‌ پی‌ قسمت‌ چپ‌ بدن‌ تحرك‌ بیشتری‌ یافته‌ و از خمودگی‌ خارج‌ میگردد. در منطقه‌ كرمانشاه‌ بیشتر زنها از این‌ رقص‌ استقبال‌ می‌كنند.

 

زه‌‌نگی‌ یا زندی‌ :

در این‌ رقص‌ رقصندگان‌ یك‌ قدم‌ به‌ جلو گذاشته‌ و سپس‌ یك‌ قدم‌ به‌ عقب‌ می‌روند و این‌ حالت‌ تا پایان‌ ادامه‌ می‌یابد در این‌ رقص‌ ضرورت‌ احتیاط‌، دور اندیشی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ عملكرد از جانب‌ انسان‌ به‌ تصویر كشیده‌ می‌شود. در واقع‌ در این‌ رقص‌ سنجیده‌ گام‌ برداشتن‌ تبلیغ‌ می‌گردد.

 

 شه‌ لایی‌ :

این‌ رقص‌ را كه‌ با ریتم‌ لنگ‌ اجرا می‌شود می‌توان‌ یك‌ تراژدی‌ شكست‌ دانست‌ در این‌ رقص‌ قدمها لنگان‌ لنگان‌ برداشته‌ می‌شوند تا شكست‌ در برابر چشمان‌ حضار ترسیم‌ گردد و در ترسیم‌ این‌ مصیبت‌ كسی‌ زبان‌ به‌ سخن‌ نگشاید.

 

 سه‌ جار :

این‌ نوع‌ رقص‌ با ریتم‌ آرام‌ و گاهاً تند است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از اسمش‌ بر می‌آید به‌ معنی‌ سه‌ بار (سێ‌ در رسم‌ الخط‌ كوردی‌) است‌ كه‌ در آن‌ سه‌ حركت‌ پا و سه‌ حركت‌ به‌ جلو وجود دارد و به‌ گونه‌ای‌ یاد آور عدد مقدس‌ ۳ در فرهنگ‌ فلكلوریك‌ كردهاست‌.

 

خان‌ امیری‌ :

این‌ رقص‌ نیز با ریتمی‌ تند همراه‌ است‌ و در آن‌ دستی‌ از هم‌ باز و در بالا قرار می‌گیرد و حلقه‌ای‌ باز تر و فراختر می‌سازد و بیشتر تناسبی‌ است‌ بین‌ حركت‌ دستها و پاها این‌ رقص‌ كه‌ در آن‌ گونه‌ای‌ خود نمایی‌ و غرور خانی‌ نیز دیده‌ می‌شود تداعی‌ كننده‌ پیروزی‌ و پرواز پرندگان‌ را در خاطر می‌آورد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 18:0  توسط امید طاهری  | 

Great Kurdistan Culture & Nature & History هورامان و مراسم پیرشالیار در کردستان

آئين باستانی پيرشاليار (شهريار) در کوردستان

آئين سنتي پيرشاليار (شهريار)يکي از آئينهاي باستاني ایرانیان پيش ازاسلام , هرساله درروستاي اورامان تخت برگزار ميشود. واژه هورام از دو بخش (هورا)به معني اهورا و (مان )به معناي خانه و جايگاه و سرزمين تشکيل شده است،بنابر اين هورامان به معناي سرزمين اهورائي و جايگاه اهورا مزداست. اهورا در اوستا به معني خورشيد آمده و هورامان معني سرزمين خورشيد نيز ميدهد. ازسابقه تاريخي اين سرزمين که بگذريم ،طبيعت خارق العاده اين سرزمين همگان را شيفته و دلبسته خود ميکند،معماري هورامان وکوهستاني بودن منتطقه پله هاي به سمت بهست را متصور ميکند،ظاهراً همه چيز دست در دست هم داده اند که هورامان تخت را بهشتي پنهان در دل کوه بنا کنند.

 

مسير اين منطقه ازمحورسروآباد به مريوان به طول75کيلومتراست. وضعيت خاص روستا ازنظرمعماري،موقعيت،چشمه هاي پرازآب و همچنين مراسم خاص ،آداب ،رسوم و جودمقبره پيرشاليار به ويژه جمعيت و تعداد سکنه قابل توجه آن نشانگر اهميت آن در زمان ساسانيان است. مراسم پيرشاليار اززمانهاي بسياردوردراين روستا برگزار شده است ،مراسمي که باريشه کهن ،جشن عروسي پيرشاليار را يادآور ميشود.

جشن عروسي پيرشاليارمراسمي بسيارکهن است،اگرچه اين مراسم درطول زمان با تغييرات بسياري مواجه بوده ولي ريشه هاي کهن اساطيري خود را به خوبي حفظ کرده است.

در منابع مکتوب تاريخي آمده است :يک پيامبرروحاني بنام پيرشاليار ،ازمغان زرتشت نزد مردم اورامان بسيار محترم است و کتابش را به بيگانگان نشان نميدهند و کلماتش به جاي ضرب المثل به کار ميرود.

اين مراسم هرسال در بهمن ماه ، در آغاز چله کوچک ، درسه مرحله وطي سه هفته در منطقه اورامانات از توابع شهرستان مرزي سروآبادانجام ميشود.

اولين هفته بهم نماه گردوهائي که از باغ پيرشاليار چيده شده ،براي اهالي ارسال ميشود و به اين ترتيب اهالي روستا از شروع مراسم عروسي پيرشاليار با خبر ميشوند.

هرساله مردم روستا سالگرد ازدواج پيرشالياررا که اخرين پنج شنبه پيش از پانزدهم بهمن ماه است دقيقا به همان گونه که اولين باربرگزار شده است را جشن ميگيرند.دراين مراسم بامدادچهارشنبه پس از نماز آن زمان که کودکان روستا درکوچه هاي بسيار باريک وبرف گرفته ده با فرياد (کلاوروچنه)به درمنازل رفته ،سهم خود ازگردو،بيسکويت و...طلب ميکنند.

مردان آبادي در شرف آماده کردن حيواناتي هستند که در طول سال خانواده ها به دليلي نذر کرده ه اند تا در مراسم قرباني کنند.

درمراسم پيرشاليار وظايف تقسيم بندي شده است و هرخانواده اي همان کاري را انحام ميدهد که اخلاف او درزما ن حيات پير در مراسم عروسي انجام ميدادند.

هرساله حدود 30 رأس گوسفند و بز و دو رأس گاو در اين مراسم ذبح ميشود وخونابه احشام ذبح شده بخارکنان ازبام خانه پير به بام خانه پائين دست و ازآنجا هم بر بام خانه ديگري روان است تا بربام خانه اي يخ کند.

اهالي اين روستا بخشي از گوشت را تقسيم ميکنندو مابقي به عنوان آش نذري در منزل پير پخته ميشود و در ظهر چهارشنبه و پنج شنبه بين مردم تقسيم خواهد شد.

مردم اين روستا معتقدند اين آش هرگز کم نخواهد بود و جمعيت هرچند زياد باشد کسي باظرف خالي از منزل پيرنخواهدرفت.

بعدازنمازظهردراويش قادري که عمدتاً ازاهالي روستاهاي اطراف و روستاهاي مرزي عراق که از سه شنبه شب به اين محل آمده اند بربام خانه پيرحلقه زده و با آواي عرفان دف شروع به ذکروسماع ميکنند.

بعد ازپايان مراسم ذکر همگي به مسجد روستا رفته و نماز مغرب را به جماعت ميخوانند و زنان در منزل به فرادا تسبيح حق ميگويند.

ازبامداد پنحشنبه مراسم ازسرگرفته ميشودهمه درتکاپو وتلاشند وديگهاي بزرگ آش درخانه پيربرآتشند و جماعت به انتظارنهارميمانند.

خانه پيراتاقي بزرگ است که درکنارديوارآن سکوهائي براي نشستن ساخته اند و برستونهاي چوبي اتاق نيز تيرهاي چوبي موازي تکيه داده شده تا مردم بر آن بنشينند.

در خانه پير هرخانواده اي جاي مخصوص خودرادارد وعليرغم افزايش جمعيت در اين چندصدساله ،مساحت خانه هنوز مردم را جاي ميدهد.

در اين خانه هرشخص فقطميتواند جائي بنشيند که اجداد او 950سال پيش درآنجا مينشستند.

يک هفته پس ازاين مراسم يعني درسومين جمعه بهمن ماه نيز،مردان نانهائي را که به شکل قرصهاي طلائي رنگ ازآرد گندم و مغز بادام کوبيده تهيه شده و با گياهان خشک چون ريحان و سياه دانه تزئين شده است بر سرمزارپير شاليلرميبرند و پس از جمع شدن بر سر مزار پير ،نانها را روي هم ميريزند و آنها را خرد کرده،با ماست بين حاضران تقسيم ميکنند.

هرسال دردومين هفته ارديبهشت،اهالي اورامان و ديگر روستاهاي مجاور به رسم تبرک و براي شفاي بيماران قطعه اي از تخته سنگ کنارمزار پيرشاليار ميکنند و با خود ميبرند و بر اين باورند که کرامت پيرشاليارباعث تبرک اين سنگ شده وسنگ هرساله دوباره سبزخواهد شد. به نظر ميرسد که اين مراسم که همزمان با جشن سده برگزار ميشود يادگار روزگار پرستش مهر در اين سامان باشد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 17:42  توسط امید طاهری  | 

بنيان‏هاي تاريخي كردان

 

علماي تاريخ و نژاد بر استواري اين رأي كه تيرههاي « كرد» از اصيلترين تيرههاي ايراني هستند اتفاق نظر دارد.

 

به عقيده زبانشناسان، زبان كردي با لهجههاي گوناگون آن، ضمن آن كه خود يكي از فروع زبان كهن ايراني است، با فارسي رايج، در الفاظ و معاني، قرابت و پيوستگي بيمانندي دارد. به طوري كه بيشتر واژههاي دو زبان، هم در ريخت لفظ و هم در ساخت معني، از يك ريشهي مشترك مشتق ميگردند. از سوي ديگر آن دسته از واژگان باستاني كه در زبان كردي به كار ميرود، ميان ديگر تيرههاي ايراني، چونان گيل، تات، پشتون، تاجيك و... همچنان بكار گفتار ميآيد.

 

آيينهاي ايراني، مانند نوروز، مهرگان، و سده، ميان كردان با شكوه بيمانندي برپا ميگردد و از تقدسي ويژه برخوردار است تا امروز هم در ميان گروههاي بزرگي از كردان كه به فرقههاي كهن ديني اين سرزمين منسوبند، ردپاي بسياري از باورهاي «مغاني»، «مزدكي»، «زرواني» و «مانوي» ديده ميشود كه نمادي از اعتقاد مشترك باستاني آنان با كيشهاي ملي ايراني ميباشد.(1)

 

از اين گذشته روايات تاريي، طايفه مغان، نگهبان دين باستاني ايران را از قوم ماد، يعني از تيره كردان معرفي ميكنند. وجود آتشكدهي بزرگ «آذرگشنسب» در تخت سليمان كه آتش مقدس آن بيش از هزار سال خاموشي نگرفت، اين نظر را تقويت ميكند.

 

به گواهي تاريخ از همان آغاز كه سرنوشت مشترك و تاريخي اقوام ايراني رقم زده ميشود، كردان نقش بنياديني در شكلگيري محتوم آن داشتهاند. چنان كه در جنبش بزرگ ايراني نژادان آريايي براي جاي گيري در بخشهاي باختري و جنوبي فلات ايران، كردان به همراه پارسيان پيش آهنگ ديگر ايرانيان بودهاند. دولت بزرگ ماد كه نخستين دولت ايراني پايه گرفته بر فلات ايران بود، «كرد» شمرده ميشد. زيرا كه مادها، اسلاف كردها هستند. كورش كه توانست آرمان مادها را تحقق بخشد و فلات ايران را به زير يك پرچم درآورد، از سوي مادر نسبت به كردان ميبرد. اردشير بابكان بنيانگذار دولت بزرگ ساساني كه نسبت به بازرنگيان ميرساند، كردتبار به شمار ميآمد.

 

روايتهاي تاريخي به روشني مينمايند كه طايفهي «بازرنگيان» فارس از تيره كردان آن سرزمين بوده‏اند،  همانگونه كه طايفهي شبان كاره هم كه از اواخر دورهي آل بويه طي چند سده در قسمتي از سرزمين فارس صاحب قدرت و شوكت بودند، از تبار كردان فارس به شمارند.تيرهي ايراني نژاد كرد در طول تاريخ نه تنها سرنوشت مشترك با ديگر تيرههاي ايراني نژاد فلات ايران داشته است، بلكه در دورههايي از زندگي ملت ايران با بردوش كشيدن رسالت راهبري جامعهي بزرگ اقوام ايراني، توانسته است شكوهمندترين دوران سرافرازي تاريخ ايران را نيز پديد آورد. كششهاي تاريخي اين سرنوشت مشترك سبب شده است كه حتا در دوران تجزيهي سرزمينهاي كردنشين از ايران (چه به هنگام تسلط جبارانهي امپراتوري عثماني و چه در زمان حكومت غاصبانهي دولتهاي مخلوق استعمار بر اين سرزمينها)، فرياد آزادگي بخش وحدت خواه مردم كرد براي پيوند با ميهن بزرگ جامعهي اقوام ايراني خاموشي نگيرد.

 

امپراتوري عثماني، از زمره حكومتهايي بود كه پس از حكومت تازيان، «دين» را ابزار كشورگشايي و سركوب ملتها و اقوام ديگر قرار داده بود.

 

به گفتهي فردوسي:

 

زيان كسان از پي سود خويش

 

بجويندو دين اندر آرند پيش

 

در اين ميان، تنها مانع برابر به بردگي كشاندن ملتها به نام دين از سوي امپراتوري عثماني، ملت ايران بود. از اين رو، امپراتوري مزبور نه تنها با ملت ايران بلكه با همهي وابستگان نژادي و فرهنگي ملت ايران، در ستيز بود. قتلعام مكرر شيعيان و سركوب بيوقفه كردها، از چنان دشمنيها ريشه ميگرفت.

 

با پيروزي انقلاب عثماني در سال 1908 ميلادي، «تركهاي جوان» صحنه گردان امور سياسي، اجتماعي و فرهنگي آنان امپراتوري شدند. تداوم انديشهي آنان در قالب «حكومت كنوني تركيه» موج تازهاي از دشمني و تهاجم بر ضد تيرههاي وابسته به ملت ايران را در پي داشت.

 

بدين سان، در آستانهي فروپاشي امپراتوري عثماني و زايش حكومت تركيه، «شوونسيم نژادي» جايگزين «شوونيسم مذهبي» شد. نماد اين سياست تهاجمي نژادگرايانه، جعل انديشهي «پان تركيسم»، از سوي تركهاي جوان بود كه تا به امروز نيز همهي حكومتهاي حاكم بر تركيه، ميراث خونين آن را به دوش ميكشند.

 

اگر در گذشته، امپراتوري عثماني( دين) را ابزار سركوب قرار داده بود، دولتهاي تركيه در قالب انديشهي نژادگرايانه، سياست قومكشي و پاكسازي نژادي را به مورد اجرا گذاردهاند.

 

از آشكارترين تظاهرات سياست مزبور. قتل عام بيش از 5/1 ميليون از هم فرهنگان، هم تاريخان و هم ريشگان ارمني ما در 24 آوريل 1915 (پنجم ارديبهشت ماه 1294 خورشيدي) و كوشش در زدودن هويت اصيل كردها، زير نام «تركان كوهستاني» است.

 

در آغاز، برخورد كردهاي سرزمينهاي تجزيه شده برابر تبليغات و اقدامات نژادگرايان «ترك»، شكل فرهنگي- سياسي داشت. بدينسان كوشش بر اين بود تا بيشتر بر هويت تاريخي و ايراني و آريايي كردها تاكيد شود. اما به زودي با افزايش فشار توام با خشونت و كشتار براي «ترك ساختن» كردها و كردستان، مقاومتها عمق بيشتري يافت. بدينسان مبارزه براي دفاع از حقوق تاريخي و نژادي كرد، به صورت خيزشهاي مسلحانه در گوشه و كنار كردستان، ظاهر شد. مبارزات مسلحانه «شيخ سعيد هرتوشي» و «سيد عبدالقادر نقشبندي» از اقطاب فرقه نقشبندي در اواخر دوران عثماني را ميتوان از مهمترين هستههاي اوليهي اين مقاومت و خيزش مسلحانه نام برد.

 

به دنبال فروپاشي امپراتوري عثماني در پايان جنگ جهاني اول و ايجاد حكومتهاي به اصطلاح عربي از سوي استعمار انگليس و فرانسه بر پهنهي متصرفات امپراتوري مزبور در خاورميانه، دامنهي تجاوز بر كردها نيز گسترش يافت. اين بار در كنار عنصر ترك، عنصر عرب نيز دستاندركار اجراي «سياست سرزمين سوخته» و «نسل كشي» كردها شد. برابر شدت يافتن «كردستيزي»، دولتهاي استعمارگر و حكومتهاي دستنشاندهي آنان، مقاومت رهايي بخش و نبرد مسلحانه كردها نيز به سر تا سر كردستان اشغالي گسترده شد.

 

در اين ميان رستاخيز آزادگي بخش ايراني نژادان كرد در قلمرو كشور استعمار ساخته عراق به سبب پيوندي كه از آغاز با مبارزات ضد استعماري شاخه ديگري از وابستگان فرهنگي ايران يعني شيعيان آن سرزمين داشت، از برجستگي ويژهاي برخوردار ميباشد. خيزش گران «كرد» و قيامگران شيعه (دو شاخهي نژادي و فرهنگي وابسته به ملت بزرگ ايران)، در مواقع بسيار و با همآهنگ كردن مبارزات بر ضد استعمار انگليس و حكومت دست نشاندهي بغداد، قيامهاي عمومي و فراگيري را در سرتاسر عراق برپا كردند. چنان چه به هنگام قيام شيعيان در اوايل شهريور 1301 خورشيدي بر ضد دولت استعمارگر انگليس و حكومت دستنشاندهي آن در عراق كه شهرهاي مذهبي ميان رودان و نيز شهر بغداد را فرا گرفت، «شيخ محمود برزنجي» از اقطاب بزرگ فرقه قادري براي كاستن از فشار نيروهاي مشترك انگليس و عرب بر قيامگران شيعه، سرتاسر كردستان واقع در قلمرو عراق را برعليه آنان شورانيد. بدين سان، قيام عليهي سلطهي ظالمانهي استعمار، سرتاسر عراق را دربرگرفت. مبارزان «كرد» در اين نبردها، ضربات سختي بر نيروهاي مشترك انگلستان و عرب وارد ساخت و شهرهاي كردنشين بسياري را از اشغال آنان خارج كردند. شيخ محمود برزنجي در مناطق آزاد شدهي كردستان آن سوي مرز، حكومت «آريايي كرد» را اعلام داشت. اگرچه دولت انگليس پس از مدتها و با تحمل تلفات بسيار توانست به كمك نيروهايي كه از هندوستان آورده بود، قيام عمومي مردم ميان رودان را سركوب كند، اما اقتدار استعمار انگليس با اين قيام دچار آسيب فراوان گرديد و از هيبت و قدرت آن نه تنها در «ميان رودان» بلكه در شبه قاره هند نيز كاسته شد.

 

با آغاز جنگ جهاني دوم، هماهنگي ميان جنبش «كرد» و نهضت شيعيان به صورت قيامهاي گسترده و عمومي بر عليه نيروهاي انگليس و حكومتزادهي استعمار در ميان رودان (عراق) نمايان شد. بر اثر اين قيامها و پشتيباني عمومي مردم، رشيد عالي گيلاني در هجدهم فروردين ماه 1319 خورشيدي (7 آوريل 1940 ميلادي)، قدرت را در عراق به دست گرفت.

 

سران حكومت دستنشاندهي بغداد از عراق گريختند، دولت انگليس با بهرهگيري از نيروهاي مستقر در اردن و پايگاههاي هوايي خود در عراق، پس از نبردهاي خونين بسيار، سرانجام قيام را سركوب كرد. اما ميان رودان و به ويژه مناطق كردنشين اين سرزمين همچنان ناآرام باقي ماند.

 

كردان ساكن شمال عراق، در سال 1319 خورشيدي (1940 ميلادي) براي ادامهي مبارزه، حزب هيوا (اميد) را بنيان گذاردند. اما كمونيستها كه در جريان جنگ دوم، متحد انگليسها بودند، با نفوذ در صفوف حزب «هيوا» سبب انشعاب اين حزب شدند. پس از اين ناكامي، گروههاي مبارز كرد و برخي عناصر ناسيوناليست جدا شده از حزب هيوا، تشكيلات جديدي را به نام حزب رزگاري (آزادي) سازمان دادند. در سال 1325 خورشيدي گروههاي فعال دو حزب رزگاري و «هيوا» براي تشكيل جبههاي واحد، در همايشي گردهم آمده و «پارت دموكرات كردستان» (آن سوي مرز) را، بنياد نهادند.

 

همايش به اتفاق آراء ملامصطفي بارزاني رهبر جنگجويان كرد را كه در آن هنگام در حال نبرد با نيروهاي حكومت بغداد بود، به عنوان دبيركل حزب جديد برگزيد. در بيانيهي اين همايش، دفاع از حقوق تاريخي و نژادي تمامي ايرانينژادان و وابستگان فرهنگي آنان در عراق، آرمان مبارزاتي پارت دموكرات كردستان اعلام گرديد. به دنبال كنگرهي مزبور، روزنامه خبات (كوشش) به عنوان ارگان رسمي و تئوريك پارت دموكرات كردستان (آن سوي مرز) منشتر گرديد. با تشكيل پارت دموكرات كردستان مبارزه عليه حكومت بغداد و سياستهاي تبعيض نژادي، فراگيرتر شد. رستاخيز كردستان (آن سوي مرز) عليرغم همه توطئهها و كارشكنيهاي دشمنان به پيروزهاي بزرگي در بعد نظامي و سياسي دست يافت و توانست حقانيت خود را در داخل و خارج عراق بر همگان آشكار كند.

 

ملامصطفي بارزاني با اعلام اين نظر كه «هركجا كرد زندگي ميكند، آن جا ايران است» همواره بر پيوند ناگسستني تاريخي و نژادي كردان با ديگر ايرانيان تاكيد داشت.

 

  مجموع جمعيت كرد در آن سوي مرزها، ميان 6/19 تا 21 ميليون تن برآورد ميگردد:

الف- در قلمروي جمهوري تركيه: كردهاي ساكن قلمرو جمهوري تركيه، در نشريات آماري و مكاتبات رسمي دولت تركيه به عنوان «تركهاي كوهستاني»؟!، نامر برده ميشوند.

 

جمعيت كردهاي ساكن تركيه ميان 4/14- 3/15 ميليون تن برآورد ميگردد. اين رقم كمابيش 6/23- 25 درصد از كل جمعيت كشور مزبور را دربرميگيركردها در ده استان تركيه، واقع در خاور و جنوب خاوري كشور مزبور، داراي اكثريت هستند. شهرهاي وان، ديار بكر، ارض روم، تبليس و... در حوزهي سرزمينهاي كردنشين قرار دارند. در آمارهاي رسمي دولت تركيه، ارقام واقعي مربوط به جمعيت كردها، منتشر نميگردد و در بيشتر نشريان آماري تركيه، نام «كرد» به چشم نميخورد. و از آنان به نام «تركهاي كوهستاني»، نام برده ميشود.

 

ب- در قلمروي جمهوري عراق: جمعيت كردهاي ساكن حكومت عراق كه بيشتر در شمال كشور مزبور متمركزند، حدود 6/5 ميليون تن برآورد ميگردداين جمعيت 5/26 درصد از كل جمعيت كشور مزبور را دربرميگيردشهرهاي مهم كردنشين قلمرو حكومت عراق عبارتند از: روانداز، حلبچه، سليمانيه، كركوك، موصل و...

 

پ- قلمروي جمهوري سوريه: بيشتر  كردهاي ساكن سوريه در سه بر مرزي عراق، تركيه و سوريه و همچنين در اطراف دمشق ساكن هستند. جمعيت كردهاي ساكن كشور مزبور حدود 5/1 ميليون تن برآورد ميگردد كه كمابيش 9 درصد كل جمعيت كشور مزبور را تشكيل ميدهد. بخش قابل ملاحظهاي از ساكنان بلنديهاي گلان (جلان) نيز كرد هستند.

ت- جمهوري ارمنستان: جمعيت كردهاي ساكن قلمرو ارمنستان كه بيشتر در بخشهاي خاوري جمهوري مزبور ساكناند، كمابيش 250 هزار تن برآورد ميگردد. جمعيت اين جمهوري در سال 1993 برابر با، 3730000 تن برآورد گرديده است

ث- جمهوري آذربايجان (اران): كردها ساكن اين جمهوري در منطقه «لاچين» قرهباغ متمركز هستند و جمعيت آنان حدود 26 هزار برآورد ميگردد.

 

ج- جمهوري خودمختار نخجوان: در بخش شمال غربي جمهوري خودمختار مزبور، حدود 25 هزار تن كرد زندگي ميكنند. جمعيت نخجوان در سال 1995 حدود 306 هزار تن برآورد گرديده است.

چ- لبنان: بيشتر كردهاي ساكن لبنان در بخش شمال باختري بيروت ساكناند و جمعيت آنها حدود 100 هزار تن برآورد ميگردد. جمعيت كشور مزبور در سال 1995 برابر با 4 ميليون تن برآورد گرديده است.

ح- جمهوري تركمنستان: كردها در اين جمهوري نوخاسته پراكندهاند. در برگهاي هويت جمهوري مزبور، ايرانيان و ايراني نژادان را بيشتر زير عنوان «كرد» ، ردهبندي ميكنند. جمعيت كردهاي ساكن جمهوري تركمنستان، با تعريف بالا، بيش از 500 هزار تن برآورد ميشوند. البته همچنان چه گفته شد، در اين آمار بيشتر ايرانيان، مردم اران و ... را نيز در برميگيرد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 12:3  توسط امید طاهری  | 

سرزمین کردستان

 

سرزمین کردستان، مجموعهٔ مناطق کردزبان در کردستان ترکیه، کردستان ایران، کردستان عراق و کردستان سوریه است.

استان کردستان یکی از ۳۰ استان ایران است.

منطقه خودگردان کردستان منطقه‌ای خودمختار در بخشی از کردستان عراق است.

کردستان نام روزنامه‌ای کردی است که‌ در سال ۱۸۹۸ در قاهره‌ چاپ می‌شد.

کردستان نام یکی از بزرگراه‌های پر تردد و مشهور در شهر تهران است.

کردستان نام اولین وب‌گاه کردی-فارسی تحقیقات کردشناسی است

سرزمین کردستان

کُردستان با سرزمینی به مساحت 450 هزار کیلومترمربع درغرب آسیا واقع گردیده است. از شمال با قفقاز در مرزهای شوروی پیشین،ازسمت چپ باشرق ترکیه وشمال سوریه وازراست باغرب ایران وشمال شرقی عراق همسایه است.

اهمیت توپوگرافیک کُردستان باکوههای مرتفع آرارت و زاگروس ودیگر رشته کوههای بزرگ وکوچک و درکناردیگر عوامل جغرافیایی مشخص می گردد؛که درطی سالهای متمادی به مانعی بزرگ درراه استحاله ( assimilation)ونابودی ملت کُردازسوی" فتح کنندگان "ظاهر گردید.هم چنین صورتبندی سیاسی_ اجتماعی ،که درسیمای گروهها و دستجات عشایر و فئودالهای کُرد تجسد یافته بود؛ بازدارنده دیگری است، که ساختار و شناسه ی (هویت) کُردرا از خطر فروپاشی قطعی دور نگاه می داشت. ژرفای ژئوپلتیک کُردستان که با وسعت سرزمینی و ساکنان بیش از 35 میلیون ونیزبادرنظر داشت موقعیت حساس و قلمرو ژئوستراتژیکی آن، واقع شدن در مرزهای چهار واحد سیاسی (ایران،ترکیه، عراق ،سوریه) که دارای اهمیتهای معین سیاسی و اقتصادی در مناسبات بین المللی هستند؛ اعتبار ژئوپلتیکی و ژئوستراتژیکی کُردستان را آشکار می سازد.

عامل پویا در چهارچوب همین مفهوم: وجود منابع سرشتی و معدنی، نفت، ‌آهن، مس، کُرم، از کُردستان سرزمینی ثروتمند ساخته است؛که ازابتدای قرن بیستم تمایل وانگیزه کشورهای صنعتی جهان رامعطوف به خود گرداند. "معدن کُروم که دربین راه دیار بکر (لانک)قرار دارد یکی از بزرگترین معادن کُرم جهان است که با بازدهی معادل 832000 تن، ترکیه رادر سال 1967،پس ازشوروی سابق،درمقام دومین تولیدکننده این ماده معدنی قرار می دهد.به گزارش سازمان همکاری های توسعه اقتصادی (OECD)درسال 1967تولید آهن در دیوریگی کُردستان شمالی، بالغ بر 5/1میلیون تن بوده است.استخراج مس دردیاربکردرسال 1970بالغ بریک میلیون تن وتولیدنفت در میدانهای نفتی دیاربکروسیرت به 4میلیون تن رسیده است"

 

واقع شدن سرزمین کُردستان دربخش فوقانی دو رودخانه بزرگ دجله وفرات بویژه باعمده شدن " مشکل آب" که سالهاست یکی ازعوامل تیره بودن مناسبات سیاسی ودیپلماتیک سوریه وترکیه را شکل داده است‌؛ فاکتور نیرومند دیگری است که می تواند در آینده نقش واهمیت ژئوپلتیک کُردستان درمناقشات موجوددرخاورمیانه را افزایش دهد. هم چنین باید به قراردادنفتی چشمگیر باکوـ جیجان اشاره کردکه بخش قابل توجهی ازخطوط نفتی ازخاک کُردستان شمالی (ترکیه)می گذرد. تصادفی نیست که جدا از قدرتمند بودن جنبش ملی در کُردستان شمالی بخشی از فشارهای سیاسی و دیپلماتیکی که اتحادیه اروپا بر آنکارا وارد می آورد؛ناشی از وجود بی ثباتی پایداری است که رژیم ترکیه راسالهاست درپیوندبا مشکل کُردهابه خود مشغول داشته است و در راستای امنیت منافع شرکتهای بزرگ نفتی قرار نمی گیرد، که مایل به تنش و بحران در روند انتقال انرژی ازترکیه به اروپا نیستند.

وجود منابع نفتی درکُردستان شرقی (ایران) واقع درنفت شاه کرمانشاه و گسترش منابع سرشتی،ازجمله زمینهای مستعد کشاورزی ودامداری موئلفه های بااهمیت دیگری رادرساختاراقتصادی کُردستان به وجودآورده اند. اکتشاف نفت درشهرهای کرکوک وموصل واقع در کُردستان جنوبی (عراق) وویژه گیهای آن،ازجمله ارزان بودن و نیز تنشها و بحرانهای دامنه دار در مناسبات بین المللی درپایان جنگ اول جهانی ،لندن و انکارا را بر سر تصاحب نفت کُردستان رویاروی هم قرارداد.

 

جنبشهای ملی کُردها در عثمانی

با عقد پیماننامه لوزان در 24 ژوئیه 1923 و توافقات بعدی میان ترکیه و بریتانیا مبنی "بر واگذاری 10درصد از درآمد نفت کرکوک به دولت ترکیه" ، کمال مصطفی از دعاوی ارضی در کردستان عراق، از جمله شهر کرکوک چشم پوشید. یکی از دلایل مهم و بارزی که بریتانیا و فرانسه را از دنبال کردن استقلال و یا خودمختاری کُردستان بازداشت توافق با ترکیه درباره نفت کرکوک بود؛ که قرارداد لوزان را ممکن ساخت. در این قرارداد کُردستان به فراموشی سپرده شد و از مواد، 63،و 64 پیمان سه ور که در 10 اوت 1920 انعقادیافته بود نامی برده نشد. در ماده 62 پیماننامه سه ور به صراحت از خودمختاری کُردستان سخن گفته می شود.

 

"ماده 62. کمیسیونی که در قسطنطنیه اجلاس خواهد کرد وبه ترتیب مرکب از سه عنصر منصوب دولتهای بریتانیا و فرانسه و ایتالیا خواهد بود، ظرف شش ماه از (تاریخ) به اجرا درآمدن پیمان حاضر طرحی را برای خودمختاری مناطق کُردنشین واقع در شرق فرات، جنوب مرز جنوبی ارمنستان،که بعدا ًمعین خواهد شد، و نیز مناطق، واقع در شمال مرز ترکیه با سوریه و بین النهرین، به نحوی که درماده 27،2)و3)مشخص شده است،تهیه و تنظیم خواهد کرد."

تلاش جامعه روشنفکری کرد در پایان جنگ جهانی اول، که در راستای بهبود شرایط سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی کُردستان صورت می گرفت با ناکامی و دلسردی مواجه گردید. جنبشهای ملی مسلحانه در بخشهای شمالی کُردستان، جنبش شیخ سعید پیران (1925) شیخ محمود برزنجی در کُردستان جنوبی (1919ـ 1922) سمکو در کُردستان شرقی (1920) نتوانستند مشکل کردها را به مسئله ای بین المللی تبدیل کنند، که طرح و حل و فصل آن ـ جدا از توانمندیهای درونی جنبش آزادیخواهانه کُردها ـ در چهارچوب معادلات و مناسبات جامعه جهانی قابل فهم و درک ژرفتری باشد.

 

اولین جمهوری کُردستان،که کردستان سرخ نام گرفت،در فاصله سالهای 1923ـ 1926 در درون جمهوری سوسیالیستی آذربایجان استقرار یافت اما به دلیل فشارهای سیاسی دولت ترکیه که توانسته بود قیام شیخ سعید پیران را سرکوب کند و نیز تضییقات ناسیونالیستهای آذربایجان شوروی باشکست روبرو گردید .*

 

در سال 1946 درشهر مهاباد جمهوری مهاباد با پشتیبانی شوروی سابق تاًسیس و بعداز یازده ماه بوسیله دولت قوام و همکاری سیاسی ودیپلماتیک دولتهای بریتانیا وآمریکاسرنگون شد. عوامل متعددی که به بروز و ناپدیدشدن جمهوری کُرددستان منجرگردید را می توان به فاکتور داخلی (ضعف جنبش دمکراتیک در ایران به شکل عام و به شکل ویژه سست بودن پایه های اجتماعی ساختار سیاسی دولت،عدم گسترش و نفوذ جمهوری در بخشهای و مناطق کُردنشین کُردستان شرقی، هم چنین بافت شکننده و عقب نگاه داشته شده فرهنگی کُردستان) و نیز باید به فاکتور خارجی که نقش بسیار بزرگی در سیر رویدادهای کشور ایفا کرد و به عاملی تاًثیر گذار در ایجاد و سپس ناپدیدشدن جمهوریهای کُردستان و آذربایجان تبدیل گردید؛ اشاره کرد. تغییر تناسب نیرو در جهان که به سود دشمنان جمهوری کردستان دگرگون میشد، پشتیبانی بین المللی از دولت جوان کردستان راکه در وجود سیاست خارجی دولت شوروی تجسد یافته بود را نگران و دچار تزلزل می ساخت. این نگرانی و دگرگونی در نامه ستالین به میرجعفر پیشه وری رئیس جمهور آذربایجان جنوبی و در اثنای آماده شدن حمله ارتش شاهنشآهی ایران به کردستان و آذربایجان رابه روشنی می توان دید. ستالین در نامه مورخ 8 مای 1946 به پیشه وری می نویسد: "آمریکائیها و انگلیسیهابه ما گفتند،اگر ارتش شوروی می تواند در ایران بماند چرا باید ارتش انگلیس نتواند در مصر و سوریه و اندونزی و یونان و سپاه آمریکا در چین و ایسلند و دانمارک باقی بمانند. به این خاطر ما تصمیم گرفتیم که سپاهیانمان را از ایران و چین فرا بخوانیم و به این ترتیب بهانه را از دست آمریکا و انگلیس خارج بسازیم و جنبش آزادیخواهی را در مستعمرات گسترش بدهیم و با این شیوه سیاست آزادیخواهانه خودمان را مشروع و تاًثیر گذار بسازیم

 

به این ترتیب جمهوری کُردستان که ادامه و تبلوری از خواستها و آمال دیرینه و سرکوب شده کُردها بود، قربانی تضادها و کشمکشهای جامعه جهانی گردیدکه در مفهوم جنگ سرد چهره نموده بود. قرارداد الجزایر در سال 1975 باردیگر جنبش ملی کُرد را اینبار در جنوب کُردستان تقریباً به همان دلائلی که جمهوری کُردستان را نابود کرده بودبروزکرد و باردیگرنشان دادکه منافع ملی جنبش کُردستان هماهنگ وموازی منافع ستراتژیکی قدرتهای بزرگ جهانی و ساختارهای سیاسی حاضر در جهان معاصر، که با تضادها و کشمکشهای دائم تصویر می شود منطبق نمی گردد.

 

اجزای متفاوت سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در کُردستان

پیشینه سیاست خارجی واشینتگن نسبت به حق ملتهادرانتخاب شیوه زندگی از سوی ویلسون رئیس جمهور امریکا درپایان جنگ جهانی اول درسال 1920 در چهاره ماده منتشرگردید. درماده دوازده از "ملتهای تحت ستم دولت عثمانی" سخن به میان می آید،که شامل کُردها و ارمنیهایی میگردد.

 

تحولات سیاسی واقتصادی درخاورمیانه وتضادهای ناشی ازدوقطبی بودن جهان، دولت ترکیه رابه پایگاه و مرکز مطمئن و قابل اتکایی دررویاروییهای امریکاوغرب باشوروی قرار می دادوتنش درسیاست داخلی وخارجی ترکیه ازنقطه نظرآمریکا وغرب به جبهه ضد شوروی آسیب می رساند.به همین دلیل آمریکا وغرب ازجنبش ملی کُرد در ترکیه حمایت نمی کردند.الحاق ولایت موصل به کشور تازه تاًسیس عراق درنیمه اول قرن بیستم ازسوی بریتانیا باموافقت آمریکا صورت پذیرفت، که سهم قابل توجهی ازدرآمد نفت شهرکرکوک درازای موافقت کاخ سفید به این کشورواگذارگردید.دولتهای بعدی آمریکادر ایجادپیمانهای منطقه ای(سعدآباد،بغداد)که در چهار چوب جنگ سردارزیابی می شوندنقش چشمگیری برعهده گرفتند.سویه سیاست خارجی هرکدام ازشرکت کننده گان در پیمانهای مذکور همکاری و جهت گیری مشترک درسرکوب هرگونه جنبش ملی بویژه در کُردستان راشکل می بخشید.

پیمان الجزایر

پیمان الجزایر درسال 1975،که قیام مسلحانه کُردهای جنوبی(عراق)راباشکست روبروساخت ،منافع آمریکا و رژیم شاهنشاهی ایران در منطقه راتاًمین می کرد.فشاربربلوک شرق که دولت البکرـ صدام حسین در عراق جلوه ی بی شکل وناخوشایندآنرامتجلی می ساخت بادست آویزقراردادن وپشتیبانی ظاهری از جنبش ملی کردها تکمیل گردید و زمینه درهم شکستن آنرا فراهم ساخت. وقایع تاًسف برانگیز سالهای 1987ـ1988 که طی آن صدهاهزارکُردبه دست رژیم صدام حسین قتل عام شدند نه جامعه "متمدن" جهانی و نه آمریکا واکنش شایسته ای بروز ندادند. در جریان جنگ خلیج فارس به سال1991 علیرغم اعلام پشتینانی رئیس جمهوری امریکاازقیام کُردها وشیعه ها،دولت آمریکا نسبت به کشتاروآوارگی ملیونها کُرد بی تفاوت ماندودست روی دست گذاشت. این پیشینه ی تاریک وتلخ از سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نسبت به مشکل کُردها را از آغاز تا دهه پایانی قرن بیستم را نشان می دهد.

 

بازنگری سیاست خارجی آمریکا در کردستان عراق

کارکرد تحولات جهانی درپایان دهه هشتاد میلادی که باجابجایی ودست به دست شدن موازنه نیرو در جهان و بویژه ازهم گسستن شوروی پیشین به اوج خود رسید،سیاست خارجی ایالات متحده آمریکاراکه درپروژه" نظم نوین"جهانی بازتاب می یافت رادستخوش دگرگونی ژرف ساخت. تدوین دکترین خاورمیانه بزرگ که باگسترش وبسط "دمکراسی" درکشورهای اقتدارگرای منطقه ازسوی آمریکا ارزیابی می شود،نگرش کاخ سفیدبه مجموعه سیاستهای دوره جنگ سرد را دگرگون کرد و نقش کشورهای ترکیه وعربستان سعودی (متحدین عمده امریکا) درمنطقه را کاهش داد. از همین زاویه میتوان به اهمیت ستراتژی نوین آمریکا در همکاری و پشتیبانی از جنبش ملی در کُردستان جنوبی ،به مثابه متحدقابل اطمینان دربحران عراق نام برد. از سوی دیگر تضعیف رژیم صدام حسین در عراق ازسوی آمریکاوبریتانیا،که با محدودکردن پروازهای هوایی رژیم عراق درآسمان کُردستان ونیز فشارهای سیاسی واقتصادی کامل می گردید روحیه مبارزاتی کُردهاراتقویت می کرد و نگرش سیاسی احزاب باتجربه وحاضردرصحنه سیاسی کُردستان رادگرگون ساخت.

 

ستراتژی نوین در جنبش کردها

قرارداد الجزایر که شکست موقت مبارزان کُردستان جنوبی را تاًیید می کرد، ضربه سنگین و نیرومندی بود که جنبش ملی کُرد را چه از درون و چه از برون بشدت تکان داد و زمینه های بازنگری به ژرفای تاریخ مبارزاتی کُردها را چه در شکل و چه در مضمون بطور جدی در میان بخشهای آگاه جامعه روشنفکری کُردستان پدید آورد. جنبش ملی کُرد که با بی اعتنایی و نادیده انگاشتن مطالبات ملی وتاریخی کُردها درصدسال گذشته روبرو شده بود؛ با بهره گیری از شرایط حساس و تغییر تناسب نیرو درمنطقه وجهان توانست فضای آزادناشی از نبود قدرت مرکزی در عراق و با پشتیبانی افکار مترقی و انسان دوستانه جهانی و مساعدت کشورهای غربی به ویژه آمریکا در بخشی از کردستان (جنوبی) مستقر گردد. این دگرگونی تنها در شکل صورت نمی گرفت، بلکه ستراتژی جنبش را نیز از درون دچار تغییرات ژرف ساخت و مضمون سیاست خارجی جنبش را که به شکل سنتی و بر بنیانها و تفکرات چپ گرایانه بنیاد نهاده شده بود به شکلی آرام مورد بازنگری قرار داد.

 

"شوروی جنبش کُردها را نیروی ذخیره ضدامپریالیستی بشمار می آورد سرخوردگی و یاًس تاریخی از اندیشهای چپ، که در سیمای شوروی سابق تجسم یافته بود، از نیمه اول دهه هشتاد میلادی احزاب کُردی را متوجه جهت های سیاسی دیگری درجهان متوجه ساخت. تمایل احزاب کُردی (حزب دمکرات کُردستان ایران، پارتی دمکرات و اتحادیه میهنی کُردستان عراق) به عضویت در احزاب سوسیال دمکرات اروپا نشانه روشنی از بازبینی در تفکرات و اندیشه های کذشته را نمایان می سازد که با بازنگری در برنامه این احزاب که با تغییر شعار خودمختاری به فدرالیسم تکامل یافت را می توان به عنوان نمونه بارزی از جهت گیری تازه در جنبش ملی کُرد بشمار آورد. تفکر نوین در جهت گیری ستراتژیک در جنبش ملی کُرد را باید در وهله اول به چند فاکتور تاًثیر گذار پیوند داد. نخست، گردش سریع تحولات سیاسی ـ اجتماعی در جهان و منطقه (انقلاب اسلامی ایران،جنگ ایران و عراق، تحولات سیاسی افغانستان، شکاف در بنیانهای سیاسی و تئوریک رژیم شورووی و کشورهای سوسیالیستی)سپس، کارکرد مبادلات واطلاعات سیاسی وفرهنگی درسطح جهان، که باانقلاب شگرف تکنولوژیک نسیم خوشایند آزادی را در منطقه به جریان واداشته بودوهم چنین عامل اجتماعی بااهمیتی چون، جابجایی طبقاتی در کشورهای تقسیم کننده کُردستان، که به قشرهای میانی جامعه جان تازه ای می بخشید، عوامل مادی دگرگونیهای تئوریک و سیاسی در جنبش ملی کُردستان بودند؛ که تدوین ستراتژی جدید در جنبش را ممکن ساختند.

 

با توجه به داده و فاکتهای تاریخی در صدسال کذشته جنبش کُردها،می توان اهمیت ژئوپلتیک و ژئوستراتژیک کُردستان در مناسبات بین المللی را اینگونه بر شمرد:

 

سیاست خارجی جنبس کُردها درمناسبات بین المللی برهمکاری وسیع وگسترده باکشورهای قدرتمند جهان و در درجه اول باایلات متحده آمریکاو کشورهای صنعتی اروپا استقرار یافته است. سمت و سوی اساسی و هدف عمده مبارزات کُردها در بخشهای متفاوت و بخش شده کردستان (عراق، سوریه و ترکیه) ایجاد نظامی فدراتیو از طریق تضعیف قدرت مرکزی (ترکیه) و سرنگونی رژیمهای توتالیتر در(ایران، سوریه) تدوین شده است.

 

ژئوپلتیک کُردستان دارای اهمیتی غیرقبل انکار در منطقه و در جهان است. قرارگرفتن در همسایگی چهار کشور با شاخصها و اعتبار معین بین المللی، و دیگر فاکتورهای بارز،که به آنها اشاره شد، اهمیت ژئوستراتژیک کردستان را در راستای ثبات و امنیت منطقه نمایان می سازد.

جنبش ملی کُرد واقعیتی است انکار ناپذیر. علیرغم تکامل نیافتگی سیاسی در گذشته، در این و یا آن بخش از سرزمین تقسیم شده کُردستان، دارای سابقه ای طولانی و ریشه آن در سرزمین، تاریخ و فرهنگ و سنتهای دیرین ملت کُرد گسترده گردیده است و رشد و بالندگی روز افزون آن تابع اراده هیچ ملت و کشور دیگری، جز ملت کُرد نیست.

تاریخ مبارزاتی کردها و به منظور ایجاد دولت ملی در هر یک از بخشهای کردستان از مراحل پیچده ای گذر کرده است. عدم ستراتژی مشخص، بی دورنمایی سیاسی و دیگر عوامل بازدارنده و منفی در مراحل متفاوت تاریخی، تا رسیدن به ستراتژی مشترک و تاًسیس دولت فدرال در بخش جنوبی (عراق) کردستان مراحل دشوار و بغرنجی است که تاریخ صدساله کردستان را بازتابانیده است.

 

داده های بسیار اندکی درباره کُردستان سرخ در دسترس تاریخ نگاران قرار دارد. اسناد و مدارک بااهمیتی در مورد چگونگی ایجاد و سرنگونی کُردستان سرخ در آرشیوهای ناگشوده وزارت کشور جمهوری اذربایجان و نیز در بایگانیهای وزارت خارجه شوروی پیشین منطقا باید وجود داشته باشد، که می تواند در صورت انتشار به آشکار گردیدن بخشهای از تاریخ کُرد یاری برسانند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 11:51  توسط امید طاهری  | 

سری سوم لباسهای سنتی

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 15:11  توسط امید طاهری  | 

مصطفی بارزانی

مصطفی بارزانی

 

ملا مصطفی بارزانی (۱۴ مارس ۱۹۰۳ - ۱ مارس ۱۹۷۹) از رهبران جنبش ملی‌گرای کرد در عراق و نخستین رهبر حزب دموکرات کردستان عراق بوداو در سال‌های متعددی رهبری عملیات مسلحانه برای استقلال کردستان عراق را به عهده داشت.

 

 

 

مصطفی در روستای بارزان در ۱۴ مارس ۱۹۰۳ در کردستان عراق (در آن هنگام: بخشی از امپراتوری عثمانی) متولد شد.

 

او در سال‌های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ به همراه برادر بزرگ‌ترش، احمد، از سران جنبش استقلال کردستان بود. در ۱۹۳۵ با سرکوب این جنبش او به همراه برادرش به سلیمانیه تبعید شد مصطفی در ۱۹۴۲ از سلیمانیه گریخت و شورش جدیدی را علیه بغداد آغاز کرد که بازهم ناموفق بود. مصطفی به همراه هزار نفر از طرفداران و خانواده‌هاشان به ایران گریخت.

 

در دسامبر ۱۹۴۵ حزب دموکرات کردستان ایران با حمایت اتحاد شوروی تشکیل جمهوری مهاباد در مناطق شمال غربی ایران را اعلام کرد. مصطفی از ژنرالهای جمهوری مهاباد و وزیر دفاع آن حکومت و فرمانده کل قوا بود.در این 11 ماه حزب دموکرات کردستان عراق نیز در بغداد تأسیس شد و بارزانی (به صورت غیابی) به عنوان نخستین رئیس این حزب انتخاب شد.

 

بعد از خروج نیروهای شوروی از ایران در مه ‌۱۹۴۶ (که بر طبق توافق‌نامهٔ یالتا صورت گرفت) جمهوری مهاباد دچار ضعف شد و نهایتا در دسامبر توسط نیروهای ایران سرکوب شد و رهبرانش اعدام و زندانی شدند.اما بارزانی موفق شد به عراق بگریزد. در آن‌جا نیز او دچار شکل شد و نهایتا با حدود ۵۰۰ نفر از پیشمرگه‌هایش از طریق ترکیه و ایران به آذربایجان در اتحاد شوروی گریخت و در آن‌جا ضمن خلع سلاح پناهنده شدند.

 

در ۱۹۵۱ بسیاری از پیشمرگه‌ها موفق شدند در باکو مستقر شوند و بعضا به تحصیلات خود ادامه دهند. بارزانی شخصا به مسکو رفت و به تحصیل در رشتهٔ علوم سیاسی پرداخت و با تبعیدی‌های کرد تماس حاصل کرد.

 

در ۱۹۵۸ و پس از کودتای جمهوری‌خواهان بارزانی توسط نخست وزیر وقت عبدالکریم قاسم به عراق دعوت شد. او به عراق بازگشت و خواستار استقلال نواحی کردنشین شمال عراق شد. این باعث پیدا شدن اختلافاتی بود که نهایتا در ۱۹۶۱ به حملهٔ نیروهای دولت مرکزی و قاسم علیه کردستان انجامید. بارزانی در نتیجه مجدداً به کوه‌ها گریخت.

 

در مارس ۱۹۷۰ رهبران کردستان با بغداد به توافقاتی رسیدند و بر به رسمیت شناخته شدن قومیت و زبان کردها و موقعیت برابر آن‌ها با اعراب تاکید شد.در اوایل دههٔ ۷۰ فرزند مصطفی، عبیدالله بارزانی، از قبیلهٔ بارزانی جدا شد و با رژیم بغداد همکاری کرد.

 

در مارس ۱۹۷۴ مصطفی بارزانی این بار با حمایت محمدرضا شاه پهلوی و آمریکا و اسرائیل جنگ جدیدی علیه حکومت عراق را آغاز کرد. در اوایل سال ۱۹۷۵ توافق‌نامه‌ای در الجزیره بین شاه ایران و صدام حسین بر سر اروندرود امضا شد و نتیجتا ایران هرگونه کمک به کردهای عراق را متوقف کرد و بارزانی این‌بار نیز تنها ماند.

 

با این اتفاق بارزانی برای همیشه از کردستان گریخت و به ایران رفت. پس از چند سال برا ی معالجه بیماری سرطان به ایالات متحده رفت و نهایتا در ۱ مارس ۱۹۷۹ در بیمارستان جورج تاون در واشنگتن، آمریکا درگذشت.

 

پسر او مسعود بارزانی رهبر کنونی حزب دموکرات کردستان عراق و رئیس کنونی منطقه خودگران عراق است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 22:38  توسط امید طاهری  | 

زبان کردی

زبان‌ کردی یکی از زبان‌های شاخه شمال باختری زبان‌های ایرانی است که در بخشهایی از خاورمیانه‌ و یا به طور دقیقتر در قسمت‌هایی از ایران، ترکیه‌، عراق و سوریه که‌ اصطلاحاً به بخش‌هایی از آن سرزمین کردستان گفته‌ می‌شود به آن گفتگو می‌شود. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و شمال خراسان یافت می‌شوند.

 

شاخه‌های اصلی زبان کردی عبارتند از سورانی و کرمانجی. گویش‌های کرمانشاهی، اورامانی و کلهری نیز با اینکه با دو گویش نامبرده هخ‌فهمی ندارند و گویشوران آنها همدیگر را متوجه نمی‌شوند از سوی بسیاری با نام زبان کردی نامیده شده‌اند.

 

زبان کردی سورانی در عراق زبان رسمی است  در حالی که‌ در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه‌ محدودیت‌های شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال می‌شد گرچه هنوز در ترکیه بسیار محدود است . در ایران نیز در برخی رسانه‌ها امکان استفاده‌ از آن وجود دارد در حالی که‌ استفاده‌ از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذيرفته است.

 

حدود پنجاه سال پيش، درباره يک متن قديمی بحثی علمی در گرفت . درباره متن مادی در مجله مدرسه مطالعات شرقی و افریقایی دانشگاه لندن (مجلد 22 س 1959) زبان شناس معروف پروفسور ن. مكنزی نوشته است كه منظور از زبان مادی زبان كردی است.

 

بسیاری از پژوهشگران، از جمله «تئودور نولدکه» خاورشناس بزرگ آلمانی، معتقدند که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت.

 

ولی تاکنون متاسفانه به علت عدم کاوش در مناطق غرب ايران از مادها حتی یک اثر مستند در دست نیست.

طبقه بندی

زبان کردی عضوی از شاخه شمال‌غربی زبان‌های ایرانی است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هندوایرانی است و آن نیز به‌ نوبه‌ خود شاخه‌ای از زبان‌های هندواروپایی است.

 

گویش‌ها و لهجه‌ها

زبان‌ کردی‌ به سه گروه بخش می‌شود:

 

گروه کرمانجی

گروه زازا_گوران

گروه گویش‌های جنوبی

۱. گروه کرمانجی نیز خود به دو گویش عمده بخش می‌شود:

 

گویش کرمانجی شمالی یا اصطلاحا همان کرمانجی (Kurmancî)

گویش کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی (Soranî)

۲. گروه زازا_گوران نیز به سه بخش بخش می‌شوند:

 

گویش‌ اورامی (Hewramî)

گویش گورانی (Goranî)

گویش زازا (Zaza)

۲. گروه گویش‌های جنوبی نیز شامل کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، هستند.

 

در این میان در کتابها، روزنامه‌ها، مجله‌ها و نیز در پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیونی از کرمانجی در مناطق شمالی و سورانی در مناطق جنوبی استفاده می‌شود

 

                           _____کرمانجی (شمالی)

                          |

              _کرمانجی___  |

             |            |_____سورانی (میانی)       

کردی________ |

             |             ______زازاکی  

             |            |

             |_زازا-گورانی|_____ اورامانی            

             |            |

             |            |______گورانی

             |           

             |             _____کلهری 

             |            |

             |_گویش جنوبی

: مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

کردی اوستایی فارسی سانسکریت انگلیسی زبان آلمانی لاتین

کردی

اوستایی

فارسی

سانسکریت

انگلیسی

زبان آلمانی

لاتین

ez

azəm

من

aham

I

ich

ego

jin

janay

زن

janay-

queen

 

 

'zîndu "alive" jiyan «to live»

-/gay-

زنده "alive", زیستن «to live»

jīvati

 

 

vīvus "alive", vīvō "live", vīta "life"

 

mang

māh

ماه

mās-

moon, month

Mond, Monat

mēnsis "month"

 

mirdu "dead", mirdin «to die»

mar-, məša-

مرده "dead", مردن «to die»

marati, mrta-

murder

Mord "murder"

morior "die", mors "death"

 

ser

sarah

سر

śiras-

dial. harns "brain"

Gehirn "brain"

cerebrum "brain"

 

sed

satəm

صد

śatam

hundred

Hundert

centum

 

zānîm «I know» zānîn «to know»

zan-

دانم «I know», دانستن «to know»

jānāti

know

kennen

nōscō, co-gnitus -}}

 

] الفباهای کردی

برای نوشتن زبان‌کردی‌ در کشورهای گوناگون خط‌های گوناگونی به کار می‌رود. زبان کردی در ترکیه و سوریه با حروف لاتین (برای مثال) و همچنین در ارمنستان با حروف سیریلیک نوشته می‌شود. کردی سورانی و جنوبی در ایران و عراق با خط فارسی-عربی و اخیرا با الفبای لاتین نیز نوشته می‌شود.

 

امروزه‌ تلاشهای زیادی در راستای یکی کردن الفبا و تبدیل آن به‌ لاتین در حال انجام است  

در زیر دو نمونه از الفباهای بکار رفته برای زبان‌ کردی‌ می‌آید.

 

الفبای کردی از ۳۱ حرف تشکیل می‌شود:

 

A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z

 

 

زبان کردی دارای ۸ مصوت است:

 

کردی

a

e

ê

i

î

o

u

û

 

فارسی

آ (مثل آرام)

إ مثل (امروز)

أ (مثل اندک)

ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

ای (مثل ایلام)

أ (مثل أردک)

او کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

او (مثل دوست)

 

و نیز دارای ۲۳ صامت است:

کردی

b

c

ç

d

f

g

h

j

k

l

m

n

p

q

r

s

ş

t

v

w

x

y

z

 

فارسی

ب

ج

چ

د

ف

گ

ه

ژ

ک

ل

م

ن

پ

ق

ر

س

ش

ت

و (مثل ویژگی)

و (مثلwindow)

خ

ی (مثل یاور)

ز

 

الفبای کردی سورانی:

ا ب ج چ د ه ێ ف گ ژ ک ل م ن ۆ پ ق ر س ش ت و ڤ خ ی ز ح گ

. واژگان کردی

بخش اصلی واژگان زبان کردی از زبان‌های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به‌ زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه‌، به‌ دلایل مختلف از جمله‌ کوهستانی و منزوی‌ بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وام‌واژه‌های زبان‌های مجاور از جمله‌ عربی به‌ ویژه‌ در زمینه‌ نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه‌ با دیگر زبان‌های خاورمیانه‌ که‌ تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته‌اند وجود دارد و البته‌ بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.

جدول زیر واژگان کردی را با واژگان عربی دخیل در فارسی نشان می‌دهد:

انگلیسی

(فارسی وامواژه‌)

کردی

Season

فصل

Werz وه‌رز

History

تاریخ

Mêjû میژوو

North

شمال

Bakûr باکوور

Ratio

نسبت

Rêje ریژه‌

Right

حق

Maf ماف

Centre

مرکز

Nawend ناوه‌ند

Barrier

مانع

Kosp کوسپ

Corpse

جنازه‌

Term ته‌رم

Economy

اقتصاد

Abûrî ئابووری

Prose

نثر

Pexşan په‌خشان

Important

مهم

Girîng گرینگ

Opportunity

فرصت

Derfet ده‌رفه‌ت

Literature

ادبیات

Wêje ویژه‌

Election

انتخابات

Helbijardin هه‌لبژاردن

جدول زیر تعدادی از واژه‌ سره‌ (غیر وامواژه‌) فارسی را با معادل واژگان آنها در زبان کردی را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی (سره‌)

کردی

Tale

داستان

Çîrok چیروک

Driving

(رانندگی

Ajotin/ Lêxurîn لیخورین/ئاژوتن

Injury

زخم

Birîn برین

Research

پژوهش

Lêkolîn لیکولین

Response

پاسخ

Welam/Bersiv وه‌لام/به‌رسڤ

Future

آینده‌

Dahatû داهاتوو

Past

گذشته‌

Rabirdû رابردوو

Value

ارزش

Bayex بایه‌خ

Earthquake

زمین‌لرزه‌

Erdhejan/Bume Lerze ئه‌ردهه‌ژیان/بوومه‌له‌رزه‌

Special

ویژه‌

Taybet تایبه‌ت

Ice

یخ

Sehol سه‌هول

Race

نژاد

Regez ره‌گه‌ز

Expert

کارشناس

Pispor پسپور

و در خاتمه‌ جدول زیر تعدادی از فعل‌های دو زبان را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی

کردی

To Forgive

بخشیدن

Lêburdin لیبوردن

To Move

حرکت کردن/ جنبیدن

Bizûtin بزووتن

To Produce

تولید کردن

Berhem hênan به‌رهه‌م هینان

To Encourage

ترغیب کردن/انگیختن

Handan هاندان

To Play

بازی کردن

Leyistin له‌یستن

To Come

آمدن

Hatin هاتن

To Go

رفتن

Çûn چوون

To Throw

پرت کردن / انداختن

Hawîştin/Heldan/Frêdan فریدان/ هه‌لدان/هاویشتن

To inform

اطلاع دادن / آگاهاندن

Rageyandin راگه‌یاندن

To Strike (As in «Labor Strike»)

اعتصاب کردن

Mangirtin مانگرتن

To Transfer

انتقال دادن

Guwastinewe گواستنه‌وه‌

To Learn

یاد گرفتن /آموختن

Fêrbûn/Hînbûn فیر بوون/هینبوون

To Send

فرستادن

Nardin/Şandin ناردن/شاندن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 22:26  توسط امید طاهری  | 

سري دوم لباسهاي سنتي

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 1:31  توسط امید طاهری  | 

نامهای کردی

فهرست نام‌های کردی

.

فهرستی از نام‌های كردي که برای نامگذاری افراد بکار می‌رود، معنای واژگانی نام‌ها درون دوکمان آمده است:

نام‌های پسران

  1. ئاسو (افق)
  2. ئاسوس
  3. ئاکار
  4. ئاکام (عاقبت، سرانجام)
  5. ئاکو (قلهٔ کوه)
  6. ئاگرین (آتشین، نام یک کوهستان)
  7. ئامانج (آماج، هدف)
  8. ئاوات (امید)
  9. ئارتین (شعله‌ و گرمای آتش)
  10. ئازا (دلاور، همریشه با آزاد)
  11. باگرو (تندباد)
  12. باهوز (گردباد)
  13. بارزان (نام منطقه‌ای در کردستان عراق)
  14. به‌لین (پیمان)
  15. به‌هیز (نیرومند)
  16. به‌رزان (بلندپایه)
  17. به‌رهه‌م (ثمره‌)
  18. به‌تین (آتشین)
  19. بلیسه‌ (شعله، اخگر)
  20. بلند
  21. بلیمه‌ت (دلاور)
  22. بروسک (جرقه)
  23. بروا (ایمان)
  24. بریار (تصمیم)
  25. بوران (بوران، اصل این واژه را مغولی دانسته‌اند)
  26. چه‌کو
  27. چیا (کوهستان بلند)
  28. چیاکو
  29. چومان (نام رودی مرزی در باختربانه)
  30. دالاهو (کوهی در کردستان)
  31. دانیار (بخشنده‌)
  32. دارا
  33. ده‌رسیم (منطقه درسیم در ناحیه کردستان ترکیه)
  34. دیار (دیار، پیدا)
  35. دیاری
  36.  دياكو(دیاکو، بنیادگذار دودمان ماد)
  37. دیلمان
  38. دیمه‌ن (چشم‌انداز)
  39. ئه‌گید (دلاور)
  40. ئه‌له‌ند (تیغ آفتاب، نخستین پرتو بامدادی خورشید)
  41. ئه‌رده‌لان (  اردلان)
  42. ئه‌رده‌وان ( اردوان)
  43. ئه‌ژده‌ر ( اژدر)
  44. ئه‌ویندار (عاشق)
  45. فه‌رهاد ( فرهاد)
  46. فریا (نجات، «همریشه با واژه فریاد»)
  47.  گوران(نام شاخه‌ای از کردان)
  48. گووه‌ند (نوعی رقص کردی)
  49. هاوری (همراه)
  50. هاوراز (همراز)
  51. هه‌لمه‌ت (هجوم ناگهانی، دگرگون‌شده‌ واژه عربی حَملة)
  52. هه‌ژار (ندار و فقیر)
  53. هیمن (متین)
  54. هه‌لکه‌وت (فراز-رونده، چیره)
  55. هه‌لگورد
  56. هه‌لو (آله، عقاب)
  57. هه‌ردی
  58. هه‌ورام ( اورماني، شاخه‌ای از کردان)
  59. هه‌وراز (فراز و نشیب)
  60. هیژا (گرامی، محترم)
  61. هیرش ( يورش: اصل این واژه مغولی است)
  62. هیوا (امید)
  63. هوزان (آوازه‌خوان)
  64. هومه‌ر
  65. هیدی (آرام)
  66. هه‌ندرین (نام کوهستانی در کردستان)
  67. هوگر (علاقه‌مند)
  68. ژاوه‌رو ( ژاورود)
  69. ژوان (گفتگوی عاشقانه‌)
  70. ژیر (هوشمند، («همریشه با واژه زیرک»)
  71. ژیله‌مو (اخگر)
  72. ژیوار (تمدن)
  73. ژیهات (کاردان، ماهر)
  74. کاردو
  75. كاروان
  76. کاروخ (نام کوهستانی در کردستان)
  77. کازیوه‌ (پگاه)
  78. کارزان (کاردان)
  79. کاژاو
  80. کوماس
  81. لاس (گونه‌ای درخت سخت‌چوب، از شخصیت‌های داستان لاس و خزال)
  82. لاوچاک (جوان خوش‌سیما و درستکار)
  83. لیزان (وارد و کاردان)
  84.  ماردين
  85. مانشت(کوهی زیبا در ایلام)
  86. مه‌ردوخ ( نام خدای سومری و بابلی)
  87. مه‌ریوان ( مريوان)
  88. میلان
  89. میران
  90. ناری
  91. ناسیکو
  92. نسکو
  93. نه‌به‌ز (تسلیم‌ناپذیر، نستوه)
  94. نه‌سره‌و
  95. نه‌هروز نوروز)
  96. نه‌وشیروان ( انوشيروان)
  97. نه‌که‌روز (نام کوهی در جنوب غربی سقز)
  98. نچیروان (نخچیربان، شکاربان)
  99. په‌ژار (افسرده‌دل)
  100. په‌شیو (هراسان و افسرده‌دل «همریشه با پژمان»)
  101. پشتیوان (پشتیبان)
  102. پشکو (شکوفه‌)
  103. پیشه‌نگ
  104. راژان
  105. رامان (در شگفت بودن، تحیر)
  106. رامیار (چوپان)
  107. ریبوار (رهگذر)
  108. ریوان (رهگذر)
  109. ریباز (راه و شیوه)
  110. ریناس (رهشناس)
  111. ربین -- ر کسره دار :(رهشناس ، دورنگر، راهبین ، دوراندیش ، آینده نگر)
  112. ریبین (دورنگر، راهبین)
  113. ریکه‌وت
  114. ریزان (وارد، ماهر)
  115. رزگار (رستگار، آزاد)
  116. روژان
  117. سارو
  118. ساکار (پاک و ساده)
  119. ساکو
  120. سامال
  121. سه یوان( کوهی در ایلام)
  122. سامره‌ند
  123. سه‌ردار ( سردار)
  124. سه‌نگاو
  125. سه‌رکه‌وت ( پيروز)
  126. سه‌رکو
  127. سمکو (کوتاه و دگرگون‌شده واژه‌  سامياسماعیل)
  128. سیامه ند
  129. سيروان(نام رودی در کردستان)
  130. سوران
  131. شا هو (نام کوه)
  132. شیروان
  133. شه‌مال (توفان)
  134. شه‌مزین
  135. شیرکو (احتمالاً شیر کوهستان)
  136. شوان (شبان، چوپان)
  137. تیریژ (پرتو، فروغ)
  138. وریا (هوشیار)
  139. خه‌بات (مبارزه‌، از مصدر خه‌بتین: مبارزه‌ کردن، برخی منابع ریشه آن را دانسته‌اند).
  140. خوناس
  141. زاگروس (زاگرس)
  142. زال (حکمران، چیره)
  143. زانا (دانا)
  144. زانیار (دانشور)
  145. زمناکو (نام کوهستانی در کردستان)
  146. زیلان
  147. زوران (تلاش، کشتی)
  148. زوراب
  149. زریان (نام یک نوع باد)
  150. زیبار
  151. زه‌رده‌شت

.152               سردشت(نام شهری در کردستان ایران)

نام‌های دختران

  1. ئاڤان (نام کوهستانی در کردستان)
  2. ئاڵێ (دختر مو بور)
  3. ئالا (بیرق، پرچم)
  4. ئالان (نام کوهستانی در کردستان)
  5. ئاسکی (از واژه‌ "ئاسک" به‌ معنی آهو)
  6. ئاونگ (شبنم)
  7. باژیلان
  8. به‌یان (بامداد)
  9. به‌فرین (برفی)
  10. به‌ناز (نازدار)
  11. بیریوان
  12. بیخال (نام کوهستانی در کردستان)
  13. پرشنگ (اشعه خورشيد-پرتو)
  14. جوان (زیبا)
  15. چاوجوان (زیباچشم)
  16. چاوره‌ش (سیه‌چشم)
  17. چنور (نام گلی خوشبو)
  18. چرو (غنچه‌)
  19. چیمه‌ن (سبزه‌ و طبیعت)
  20. چوپي (نوعی رقص کردی)
  21. ديلان (نوعی رقص کردی)
  22. دلنیا (دلگرم و مطمئن)
  23. دلووان (مهربان)
  24. دیانا (نام شهری در کردستان عراق)
  25. دیمه‌ن (چشم‌انداز)
  26. ئه‌سرین (اشک)
  27. ئه‌ستێ
  28. ئه‌ستیره‌ (ستاره)
  29. ئه سمه ر( گندمگون)
  30. ئه‌وین (مهر، عشق)
  31. فرمیسک (اشک)
  32. فینک (خنک و دلچسب)
  33. گلاره(چشم)
  34. گه‌لاویژ (ستاره شباهنگ)
  35. گولاله‌ (لاله‌)
  36. گزنگ (پرتو خورشید)
  37. ژینو
  38. ژیار
  39. کالێ (دختر چشم آبی با گیسوان طلایی)
  40. کانی (چشمه)
  41. که‌ژال (آهو، گونه‌ای از واژه خه‌زال=غزال)
  42. کویستان (كوهستان)
  43. کوردستان (كردستان)
  44. میدیا (سرزمین ماد)
  45. مزگین (مژده)
  46. مه‌هاباد ( مهاباد)
  47. نازار(دوست داشتني)
  48. نالین
  49. ناسکی
  50. ناسکول
  51. نه‌شمیل (خرامان)
  52. نه شمين
  53. نه‌رمین (دلپذیر، مهربان)
  54. نه‌خشین (آراسته‌، دارای نقش و نگار)
  55. نیاز ( دعا)
  56. نیان (لطیف، دلپذیر)
  57. نیشتمان (میهن)
  58. په‌ریخان
  59. رازان
  60. روژ (خورشید)
  61. روژین (خوروَش)
  62. روناک (روشنا)
  63. ریژنه‌ (باران تند در هنگام آفتاب)
  64. سازان
  65. سه‌یران
  66. سه‌ما (رقص، سماع)
  67. سکالا
  68. سروشت (طبیعت)
  69. سروه‌ (نسیم)
  70. ستران
  71. سوزان
  72. سوکار (نام کوهستانی در کردستان)
  73. سوما:روشنایی
  74. شیلان ( نسترن)
  75. شلیر (۱. سوسن ۲. لاله)
  76. شوخان (شوخ و شنگ)
  77. شنو ()
  78. شنه‌ (نسیم آرام و دلپذیر بهاری)
  79. شه‌پول (موج، آبخیز)
  80. شه‌مام
  81. تانیا
  82. ته‌لار
  83. ته‌نیا (تنها)
  84. تریفه‌ (نور مهتاب)
  85. تیروژ (پرتو خورشید)
  86. تارا (ستاره، اصل این واژه  هندي است که به متون قدیمی فارسی و کردی راه یافته)
  87. ڤیان (عشق)
  88. خه‌زال (غزال)
  89. خه‌زیم
  90. خوزگه‌ (آرزو، حسرت)
  91. خوناو (باران آهسته و دلپذیر)‌
  92. زه‌ینو ( زينب)
  93. زین (نام دختری در یکی از منظومه‌های عاشقانه‌ کردی، دگرگون‌شده زینب)
  94. هانا
  95. هاوین (تابستان)
  96. هه‌لاله‌ (لاله)
  97. هیرو (گل ختمی)
  98. زایه‌له‌

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 22:2  توسط امید طاهری  | 

مشاهیر کرد

فهرست مشاهیر کرد

ورزشکاران

بیژن ذوالفقارنسب

محمد اوراز

شاهو ناصری

بیژن کدیوریان

فاروق ایلخانیزاده

مقبل هنر پژوه

بهاره سلطانی

سامان طهماسبی، قهرمان كشتي فرنگي نفر سوم قهرماني جهان در چين

محمد حسن محبی قهرمان اول جوانان جهان

محمد حسین محبی قهرمان جهان

 

نویسندگان و محققین و شعرا

آیت الله شیخ محمد مردوخ کردستانی

دکتر سوران کردستانی محقق و نویسنده کرد سنندجی (نواده آیت‌الله مردوخ)

ابراهیم احمد

احمد خانی

پیره‌میرد

جگرخون (جگرخوین)

جلادت علی بدرخان

دلدار

رضا طالبانی

رشید یاسمی

شرف‌خان بدلیسی (تاریخ‌نگار)

شامی کرماشانی (شاعر نابینای کرمانشاهی)

شیرزاد حسن

شیرکو بیکس

عبدالرحمن شرفکندی (هه‌ژار)

معروف کوکه‌ای

عبدالله پشیو

عرب شامیلوف

مستوره‌ اردلان

نالی

معینی کرمانشاهی

مقداد بدرخان

وفایی

یاشار کمال

هیمن

قانع مریوانی

محمد قاضی

سواره ايلخانی‌زاده

بیسارانی

صیدی هورامی (شاعر)

میرزای هورامی (شاعر)

ملا حسن دزلی

عبدالحمید بدیع‌الزمانی سنندجی استاد ممتاز دانشگاه تهران

پروفسور دکتر ارسلان شادمان استاد ممتاز دانشگاه تهران

ماموستا محمد شیخ الاسلام کردستان

دکتر سید اسعد شیخ الاسلامی استاد دانشگاه تهران و بنیانگذار کرسی فقه شافعی در دانشگاه تا مقطع دکتری

ملاابوبکر مصنف چوری

ملاعبدالله بیتوشی

ابوسلیمان کردی امام مسجد الحرام

حاج شیخ شهاب‌الدین نقشبندی امروله

شیخ عبدالحکیم گونتو مهجوری

شیخ حبیب الله کاشتر پدر بابا مردوخ روحانی

باباشیخ مردوخ روحانی نویسنده تاریخ مشاهیر کرد

ماجد مردوخ روحانی نویسنده و مترجم و نویسنده اولین فرهنگ لغت فارسی کردی

دکتر محمد صدیق مفتی زاده

مجتبی میرزاده آهنگساز بزرگ

شیخ عبدالله هزارکانیان استاد بزرگ آیت الله مردخ و عالم بزرگ سنندج

شیخ عبدالله تا استاد ادبیات عرب

 

هنرمندان در عرصه‌ سینما

بهمن قبادی، کارگردان

ییلماز گونی، کارگردان

رحیم ذبیحی ,كارگردان

جمیل رستمی ,كارگردان

 یلماز اردوغان,كارگردان وبازیگر

 یلماز گونه‌ی   کارگردان و برنده‌ نخل طلایی از فستیوال کن

 

هنرمندان در عرصه‌ موزیک

حسن زیرک، موسیقیدان و خواننده

عثمان هورامی استاد آواز اورامی

احمد کایا، موسیقیدان

حسن زیرک، موسیقیدان و خواننده

ابراهیم تاتلیسس خواننده

ماهسون کیرمیزی گول خواننده

شوان پرور

علی مردان

ماملی

مظهر خالقی

ناصر رزازی

جوان هاجو

زکریا (زه‌که‌ریا)

زیاد اسعد

چوپی فتاح

قاله‌ مری

قادر الیاسی

نجمه غلامی

علی زندی

مرضیه فریقی

مکایل جهان آرا

مصطفی دادار

جمال مفتی

انور قره داغی

جلال محمدی

اردلان

صدیق تعریف

کامکارها

جلال عندلیبی

شهرام ناظری

صدیق خلیلی

ابراهیم خیاط

آرام عبدالهی

رشید خان فیض نژاد

هادی مکایل دوم

حسن درزی

عادل هورامی

سید شکراله سیدی

محمود(باواغه)

سید محمد صفائی

 

شخصیت‌های تاریخی

ملا مصطفی بارزانی

قاضی محمد

سلطان صلاح‌الدین ایوبی، رهبر و سردار سپاه مسلمانان در جنگ‌های صلیبی

ابن خلکان

عبدالباسط محمد عبدالصمد

دکتر قاسملو رهبر حزب دمکرات كردستان ايران

دکتر صادق شرفکندی) ( برادر هژار) رهبر حزب دمکرات كردستان ايران( جانشين دكتر قاسملو)

نچیروان بارزانی

ماموستا عباس کمندی(خواننده)

ماموستا مظهر خالقی(خواننده)

 

شخصیت‌های مذهبی

حاج شيخ شکرالله

شیخ عارف عارفی

سید محمد ظهیرالسلام

ماموستا كریم مدرس

عبدالباسط

دكتر قره‌داغی مفتی اعظم الازهر

دكتر پرتو ماه

ملا محمد زاهد ضیایی پاوه‌ای

شیخ سعید پیران

صلاح‌الدين ایوبی

محمد بردرشی

ملا عبدالله احمديان

علامه شهید احمد مفتی زاده

ملا شهید محمد ربیعی

ملا شهید ناصر سبحانی

استاد شهید فاروق فرساد

ملا ابوبکر مصنف چور

شیخ عمر ضیاءالدین

شیخ مصطفی تختوی

ملا باقر بالک

شیخ طه سید کماالدین نقشبندی

 

طنز

حاج سعید علی کرمی سرابله ای

 

سیاستمداران کرد

مصطفی شیرویی

جلال طالبانی، از سیاستمداران کرد و رئیس جمهور حکومت موقت عراق

هوشیار زیباری، از سیاستمداران کرد و وزیر امور خارجه عراق

تورگوت اوزال رئیس جمهور ترکیه در دهه 80 میلادی (نیمه‌کرد)

بی‌نظیر بوتو، نخست وزیر پیشین پاکستان (تبار کردی از طرف مادری)

قاضی محمد، بنیانگذار جمهوری سابق مهاباد

احمد توفیق از سیاستمداران کرد

لیلا زانا، سیاستمدار و عضو پیشین پارلمان ترکیه

لیلا قاسم، مبارز اعدام‌شده‌ کرد علیه رژیم بعث عراق

مسعود بارزانی رئیس حکومت محلی کردستان

مصطفی بارزانی از رهبران جنبش ملی‌گرایی کرد

ادریس بارزانی

شیخ عزالدین حسینی از شخصیتهای دینی

نچیروان ادریس بارزانی (نیچیرڤان) (نخست‌وزیر منطقه خودگردان کردستان عراق)

عبدالله اوجالان

اسحاق موردخای وزیر دفاع سابق اسرائیل

عصمت اینونو دومین رئیس جمهور ترکیه

سعید پیران از رهبران جنبش ملی‌گرایی کرد

محمود برزنجی از رهبران جنبش ملی‌گرایی کرد

عبدالرحمان قاسملو از رهبران جنبش ملی‌گرایی کرد

رزگار محمد امین قاضی دادگاه صدام (دیکتاتور سابق عراق)

فلکناس اوجا

نالین پکگول

سید علی‌اصغر کردستانی

دکتر صادق شرفکندی

دکتر پرتو ماه

ملا شیخ عزالدین حسینی

ملا شیخ جلال حسینی برادر شیخ عزالدین

محمد رشید خان بانه‌ای ژنرال جمهوری کردستان

دکتر استاد صلاح‌الدین دبیر حزب همبستگی اسلامی کردستان

نسرین برواری بانوی وزیردر دودولت متفاوت عراق پس از صدام

 

هنرمندان در عرصه خوشنویسی

علی صادقی خواه

 

دیگر فعالان آزادیخواه

محمد مرادی ( حه مه لاوچه شمیه ری ) فعال حزب رزگاری ،حکم مورد اعتماد و فعال عمرانی اورامانات

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 20:8  توسط امید طاهری  | 

موسیقی کردی

 

موسیقی کردی به موسیقی و ترانه‌های مردم کردیزبان گفته‌ می‌شود.

 

یک پژوهشگر موسیقی کردی براین باور است که انگیزش پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ زبان ادبیات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پیشنیه کردها بوده است. موسیقی هاموید (فولکلور) کردی از سه بخش افسانه‌ها، حکایتها و داستان‌ها تشکیل شده است.

 

افسانه ها

پیدایش موسیقی کردی مثل اکثر قومها و ملت‌های دیگر از افسانه‌های کردی شروع شد که در این قسمت، افسانه‌ها در قالب ترانه‌های کردی گفته می‌شوند و این ترانه‌ها در فرهنگ کردی به ترانه‌های دیوانی تقسیم می‌شوند و بیشتر محتوای آنها همان افسانه‌های کردی است، که شکل حماسی دارند.

 

اولین طلیعه‌های هنر کردی از بار ادبی و هنر موسیقی حماسه‌های کردی بودند که مشهورترین کسی که به این نوع موسیقی پرداخته «کاویس آغا» بود که ترانه‌های وی همان حماسه‌هایی هستند که از گذشتگان بر جای مانده است. افسانه های زیادی در زبان کردی موجود است که اگر فیلمسازان حرفه ای به آن توجه نمایند و می تواند سوژه های بسیار جالبی را از آن ساخت مانند : زارا عشق چوپان

 

حکایت‌ها و داستان ها

نوع دیگری از موسیقی فولکولور کردی مربوط به حکایتها و داستان‌هایی می‌شود که ترانه‌های داستانی نیز به دو بخش قهرمانی و دلدادگی قابل تقسیم هستند.

 

در ترانه‌های قهرمانی به دلاوریها و مبارزه طلبی‌های یک قهرمان پرداخته می‌شود و در ترانه‌های دلدادگی جنبه‌های رمانتیک و عاشقانه بین دو شخص بیان می‌شود که از این میان، ترانه «زنبیل‌فروش» که جنبه عرفانی دارد و ترانه‌های "آس و حسن" و "خج و سیامند" که سرگذشت دو دلداده را بیان می‌کند، از معروفترین آثار در این بخش هستند.

 

در بخش دیگر موسیقی کردی، کردهای «سورانی» برای خود نوع ویژه‌ای از موسیقی دارند که به آنها «گورانی» می‌‌گویند که این نوع ترانه‌ها در میان کردهای اطرف شهرستان ارومیه و کردهای ترکیه (شمال) «لاوژه» گفته می‌شود و این نوع گورانی‌ها ریتمی به نام «قه‌تار» دارند که پژوهشگران براین باورند ریشه این واژه‌ از واژه‌ زرتشتی «گاتا» گرفته‌شده که در اوایل، مربوط به یک سری نیایش‌ها و مراسم مذهبی بوده است.

 

دومین نوع این موسیقی «هوره» نام دارد که در ابتدا ترانه‌های ویژه‌ای در حمد و نیایش «اهورامزدا» بود و این واژه نیز ریشه زرتشتی دارد که برای نیایش‌های مذهبی آن زمان کردها که زرتشتی بودند، سروده شده‌اند.

 

در مراسم ترحیم هنگامی که فردی برای مردم آن منطقه دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای بوده، فوت می‌کند، کردها از یک نوع موسیقی که با مرثیه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شباهت دارد به صورت ترانه و با تعریف ویژگیهای آن شخص برای او زاری می‌کنند.

 

در آیین‌های زادروز محمد، کردها یک نوع ویژه از موسیقی را اجرا می‌کنند که به آن «مولودی» می‌گویند. البته مولودی‌خوانی در بیشتر جوامع مسلمان رواج دارد. اولین مولودنامه در وصف و ستایش محمد را «ملاباتدیی» صوفی و عارف مشهور نوشت که بعدا مرسوم شد که در زمان عید مولود از سروده‌های وی در مولودی خوانی استفاده کنند. اصیل‌ترین سازهای استفاده شده در موسیقی کردی «سرنا» و «دهل» هستند و بعدا سازهایی که وارد این نوع موسیقی شده‌اند مانند «دف» و «تنبور» دارای اهمیت ویژه‌ای شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر می‌‌توانید به میژوی ئه ده بی کوردی علاالدین سجادی و پژوهشی در فولکلور کردی مراجعه کنید.موسیقی کردی تا حدودی نمادی از شادیهاو غم و اندوه بعد ازپایان هر جنگ است.

 

هنرمندان نامدار کرد در عرصه موسیقی

حسن زیرک

سید محمد صفایی منش

سید علی اصغر کردستانی

احمد کایا

محسون قرمزی گول

مرضیه فریقی

مظهر خالقی

شوان پرور

ماملی

جوان هاجو

ذکریا (زه‌که‌ریا)

زیاد اسعد

چوپی فتاح

عادل هورامی

قاله‌ مه‌ری

اردلان

طاهر توفیق

شهرام ناظری

سید خلیل عالی نژاد

شهریبان کردی

گلستان پرور

کاوه

روتیندا

کازو

شاکرو

طاهرو

کراپت خاچو

گولیزر جاسم

سرحد

طاهر خلیلی

جمال مفتی

بهجت یحیی

علی مردان

عدنان کریم

دیار قره داغی

دلشاد

انور قره داغی

برهان چاچان

عزت یلدز هان

عایشان

علیشان

زوزان

بشیر کایا

خلیل غمگین

بنگین

محمد شخو

هوی

ژاله

بصر شاهین

روژین

بدرالدین جوشکون

ارام تیکران

حسن شامو

محمد عارف جزراوی

ایاز زاخویی

کریم کابان

جمشید عندلیبی

کیومرث پورناظری

بیژن کامکار

قشنک کامکار

اردلان کامکار

اردوان کامکار

ارسلان کامکار

حکیم سفقان

سعید خان

دلوان

کوما چار نوا

شوان پرور

ناصر رزازی

نجم الدین غلامی

لیلا فریقی

هردی

اراز

کمال حسن

کاووس آغا

بلقیس

عزت التن نشه

اسماعیل شرفی

حسن ضیافتی

عوسمانه سور

شهین طالبانی . محمدرضا شجریان کیومرث پورناظری رشو جانه آزاد عین الدین عادل هورامی عزیز شاهرخ فتانه ولیدی قادر الیاسی حشمت الله لرنژاد حسین صفامنش سیروس امامی حمید حمیدی رضا لرستانی سید جلال الدین محمدیان میکائیل

 

 

قال دایره

حسن ضیافتی از خوانندکان نسل جدید می باشد / او متولد سال 1353 در شهر بوکان می باشد وتا کنون چندین کنسرت موسیقی را در شهرهای بوکان ،تهران، سنندج، بانه و... برگزار کرده است . ایشان تاکنون دو آلبوم موسیقی را در کردستان ایران وکردستان عراق عرضه کرده است وبه صورت زنده در کانالهای kurd sut ,kurdistanTV اجرای پخش مستقیم را داشته اند. ایشان اکنون در شهر بوکان زندگی می کنند.

 

 

قاله دایره یکی از هنرمندان دف زن در کردستان ایران می باشد که در شهر بوکان زندگی می کند او هم اکنون حدود 55 سال داشته ودر مراسمهای عروسی در شهر بوکان دف زنی می نماید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 11:34  توسط امید طاهری  | 

لباس سنتی زنان کرد

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 1:27  توسط امید طاهری  | 

تاریخچه کرد

کردها یکی از اقوام ساکن خاورمیانه‌ هستند که در غرب آسیا و در بخش غربی فلات ایران زندگی می‌کنند. کردها به زبان‌ کردی، از شاخه غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند.

 

کردستان نام یکی از ایالات ایران بوده است. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

 

امپراتوری عثمانی سالها چون ابرنیرویی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهء سرزمینهای عربی،آسیای صغیر؛ بالکان فرمان ‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: (کردستان عثمانی)، سرزمینهای عربی، آسیای صغیر و بالکان تدريجا مستقل گرديدند.

 

(کردستان عثمانی)، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد. (البته در این کشورها هم همه نواحی «کردی» کاملاً کردنشین نیستند و اقوام غیرکرد هم در آن سرزمین‌ها سکونت دارند.

 

بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند.«اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)

 

بسیاری از پژوهشگران، از جمله «تئودور نولدکه» خاورشناس بزرگ آلمانی، معتقدند که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت، به نظر برخی از دانشمندان قبایل ماد و قبایل پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن میگفته اند. ولی تاکنون متاسفانه از مادها حتی یک اثر مستند در دست نیست.

 

در حال حاضر چنین فرض می‌شود که کردها بخش اصلی بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه‌ و مادها هستند و به زبان کردی، مربوط به شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند. این نکته که که زبان کردی بازماندهٔ زبان ماد است، و التزاما کردهای امروزی هم استمراری از مادهای باستان هستند، تا زمانی که زبان مادی بدرستی شناخته نشده، کماکان یک فرضیه باقی می‌ماند.

 

در کتیبه‌های سومری ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد از کشوری به نام «کاردا» نام برده شده‌است. این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی راه را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گوتی در حال جنگ بود بستند و لشکر کشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند گزنفون این قوم را کاردو مینامد. [1]

 

منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپال در سال 633 پ م در گذشت. شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از کوه های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال 613 پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال 612 پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ماد روی اورد.

 

کردها بخشی از بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه‌ و مادها هستند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند.

 

در دوره‌های بعدی این منطقه بخشی از امپراتوری‌های هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.

 

بنا بر نوشته‌های تاریخ نویسان و جغرافی دانان مسلمان، از قبیل بلاذري، طبری و ابن اثیر قبایلی که بعداً به نام کرد شناخته شدند بیشتر نواحی شرقی رود بوتان و کرانه‌های شمالی دجله را تا نواحی جزیره (جزیره ابن عمر) متصرف شدند.

 

بر طبق برخی منابع فارسی که‌ تعریفی سنتی از این واژه‌ می‌دهند آنها گروهی از گوردها یا گردان به معنی پهلوان و قوی هیکل یا جنگجوی بی باک بودند و نام گرد در شاهنامه هم از همین خانواده‌است گرد بعدها در زبانها برای راحتی تلفظ و یا در زبان عربی به کرد تبدیل شده‌است. کورد همچنین می‌تواند به معنی پسر تعبیر شود.

 

به موجب تاریخ شرفنامه بدلیسی، قدیمی‌ترین قبایل کرد باجناوی‌ها و بوتی‌ها هستند که این نام‌ها به دلیل سرزمین باجان و بوتان بر آنها نهاده شده‌است.

 

تا دوره‌ای نه چندان دور مردمی که به زبان کردی کرمانجی (زبان اکثر کردها) سخن می‌گویند و در آناتولی ساکن هستند خود را کرمانج می‌نامیدند و نام کرد در میان ایشان چندان رواج نداشت.

 

مردمی که به زبان زازا صحبت می‌کنند یعنی زبانی که برای دیگر کردها زیاد قابل فهم نیست نیز بر دو دسته‌اند برخی خود را کرد معرفی می‌کنند و برخی خود را دارای هویت قومی متفاوتی میدانند. شرف‌الدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود با افزودن ولایت لرستان یک جا ذکر می‌کند و در شرفنامه سرزمین لرستان و قوم لر را با کردها یکی می‌شمارد.

 

تمام کردستان تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

 

برخی هم مانند مصطفی بارزانی با اعلام این نظر كه «هركجا

 

كرد زندگی میكند، آن جا ایران است» همواره بر پیوند ناگسستنی تاریخی و نژادی كردها با دیگر ایرانیان تاكید داشت

 

جمعیت و پراکندگی

 

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقرییبی 35 میلیون نفر در سال ۲۰۰۳ در منطقه ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلو متر مربع است. برخی جمعیت و مساحت آن را ۳۰ میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² ۵۴۳ ۹۶۵) تخمین می‌زنند.

 

ناحیه زیست کردزبانها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به وسیله دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس به دریاچه ارومیه منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی ازلرستان و کرکوک به موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه میرسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان‌داغ و هارال‌داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می یابد. البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می کنند.

 

مناطق کردزبان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز است. کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشور و گاه آنها را شکست می‌داده‌اند.

 

کردی که اکثر کردها در (ترکیه, ایران , عراق و سوریه) با آن صحبت می‌کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می‌رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس می‌شود خود به دو بخش تقسیم می‌شود:

 

کرمانجی شمالی یا اصطلاحا کرمانجی

کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی

کرمانجی شمالی گویش کردهای شمال خراسان، ناحیه مرزی ایران و ترکیه,روستاهای تکاب وشاهیندژ، آناتولی شرقی و شمال عراق است. از لحاظ جمعیتی اکثر کردها با یکی از دو لهجه فوق صحبت می‌کنند. گویش‌ زازا که در قسمت کوچکی از کردستان ترکیه بدان تکلم می‌شود.

 

گویش‌های اورامی، ایلامی، کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) در کردستان ایران تکلم می‌شوند

 

دین و مذهب

 

از لحاظ مذهبی اکثریت کردها مسلمان (و پیرو اهل‌سنت) هستند. در استان‌های کرمانشاهان، ایلام و بخش اعظم لرستان ایران نیز جمعیت قابل ملاحظه‌ کرد شیعه‌ زندگی می‌کنند. البته در بین کردها نزدیک به ۵۰ هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به یارسانیا سلسله اهل حق معروفند در بین کردها هستند. بقیه‌ کردها مسیحی یا یهودی هستند.

 

نواحی کردنشین ایران جزو نواحی نسبتاً محروم این کشور است. در پی جنگ بین سازمان (کومله و حزب دموکرات کردستان ایران) و حکومت ایران در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۳، حکومت ایران تاکنون بر قسمت‌های کردنشین این کشور مسلط بوده‌است. نواحی کردنشین ایران شامل نیمه غربی استان آذربایجان غربی و همچنین استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی از لرستان است. این بخش‌های لرستان شامل شهرهای کوهدشت، نورآباد، الشتر، زاغه و چغلوندی است. در قسمت‌هایی از استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که (بخشی از) مردم در آن مناطق به زبان کرمانجی صحبت می‌کنند که‌ از این میان می‌توان به‌ مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره‌ نمود. مردم کردتبار این مناطق بنا به روایت تاریخ زمان نادرشاه افشار از منطقه ترکیه کنونی به این نواحی برای محافظت از قلمرو نادرشاه کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند

 

تدریس زبان کردی در مدارس دولتی بلامانع است و‌ طبق قانون اساسی ایران تدریس ادبیات زبان‌های قومی از جمله زبان کردی در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است (اصول پانزدهم و نوزدهم) ولی در عمل تا امروز انجام نیافته‌است (البته عملی شدن این بستگی به خود مردم محلی دارد، و نه سازماندهی دولت مرکزی، چون زبان رسمی ایران فقط زبان فارسی است، ولی هیچ قانونی اقوام مختلف ایران را از تعلیم و گسترش زبان بومی‌شان بازنمی‌دارد). همچنین در ایران تأسیس و انتشار رسانه‌های همگانی به زبان‌ها و یا گویش‌های منطقه‌ای کاملاً آزاد است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 0:56  توسط امید طاهری  |